شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - 21 Oct 2017
۲
۰

چگونه عملکرد روحانی «عملیات فریب» ایران را کامل‌تر کرد؟

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۵۹
البته توجه شود که ما تا قبل از این با ۵+۱مذاکره می‌کردیم، اما نه رودررو و دوجانبه با آمریکا. به کرات دیده شد که ملاقات فقط، ملاقات کری و ظریف بود و بقیه کشورها در عمل هیچ بودند.
چگونه عملکرد روحانی «عملیات فریب» ایران را کامل‌تر کرد؟
به گزارش خدمت؛ عملیات فریب چیز جدیدی نیست؛ از قدیم الایام هم وجود داشته است؛ منتهی شکل آن پیچیده‌تر شده است. ایرانیان باستان برای مقابله با دشمنان، به‌خصوص در جنگ‌های پارتیزانی از این شیوه استفاده می‌کردند. یا حتی در عصر ما هم چون طرحی که وزارت اطلاعات در سال 67 برای فریب آمریکا در نظر گرفته بود.

عملیات فریب یعنی گمراه کردن دشمن، به اشتباه انداختن دشمن، یا ایجاد عدم اطمینان یا تردید در طرف مقابل در موقعیت‌های جنگی یا بزنگاه‌های حساس.

با توجه به پیچیدگی‌های جامعه امروزی، این فریب می‌تواند در حوزه‌های مختلفی همچون نظامی، اقتصادی و علمی و روانی صورت پذیرد. برای مقابله با دشمن و برنامه‌ریزی برای این‌کار، نیاز به رفتارشناسی دشمن، مثلا آمریکا با کشورهای رقیب یا کشورهای دارای تخاصم، هست. همچنان که امروزه مجموعه‌های دفاعی ما نبردهای نظامی آمریکا را با کشورهای دیگر رصد و تجزیه و تحلیل می‌کنند.

عملیات فریب آمریکا، به‌همراه غربی‌ها علیه کشورهای دیگر، در دو مورد جالب توجه است:

1- عملیات آمریکا و متفقین در جنگ جهانی دوم علیه آلمان هیتلری؛
2- عملیات فریب شوروی با شروع رقابت تسلیحاتی.


عملیات فریب آلمان هیتلری در نبرد نرماندی بود. هدف فریب شامل منحرف کردن توجه آلمان از ساحل نرماندی به‌عنوان محل اصلی پیاده‌سازی نیروهای متفقین برای انجام عملیات خارج‌سازی فرانسه از تسلط آلمان و فراهم آمدن زمینه‌ سقوط آلمان هیتلری بود.

متفقین برای آزاد سازی فرانسه این نقشه را طراحی کرده بودند. مرحله شروع حمله، ساحل نرماندی انتخاب شده بود. بعد از یک‌سال عملیات فریب، در نقطه از قبل پیش‌بینی شده، شروع به حمله کردند؛ ولی آن‌قدر عملیات انحرافی در سرتاسر اروپا علیه آلمان‌ها انجام دادند که قدرت تصمیم‌گیری صحیح از آلمان‌ها گرفته شد. آلمان فکر می‌کرد که این عملیات(در ساحل نرماندی) انحرافی است؛ یعنی مطمئن نبودند.

عملیات فریب علیه شوروی، با هدف وارد شدن شوروری در یک رقابت تسلیحاتی، با فریب‌گری ایالات متحده انجام شد.
بزرگ‌نمایی رسانه‌ای آمریکا از پیشرفت‌های تسلیحاتی خود باعث شد تا در‌ حالی‌که آمریکا ۵ درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف امور نظامی می‌کرد، شوروی ۲۵ درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف رقابت تسلیحاتی کند.

نتیجه این عملیات فریب، توجه بیش‌ از حد به مسائل نظامی و غفلت شوروی از اقتصاد بود. این روند، در نهایت زمینه‌ساز فروپاشی‌ شوروی شد.

جان کری در جایی گفته بود که مدل مذاکره با ایران، مدل شوروی است.

بعد از روی کارآمدن اوباما، مسئله هسته‌ای ایران تاکید بیشتری گرفت و برجسته‌تر شد. از آن‌طرف در دوره احمدی‌نژاد هم با قوت بیشتری مسئله هسته‌ای پیگیری شد.

یک بخش از عملیات فریب، شامل تغییر اولویت‌ها و تغییر محاسبات است. اما رهبر معظم انقلاب در آن سال‌ها با نامگذاری عناوین سال با محتوا و مسمای اقتصادی، از یک‌طرف مانع از منحصر شدن تمرکز دولت به یک حوزه خاص -داستان شوروی- شدند و از طرفی مسائل چند سال بعد را می‌دیدند.

البته پیگیری‌ها و شکستن تعلیق درآن دوران کار درستی بود و انرژی هسته‌ای، یک بخش از مسائل اقتصادی بود و نه همه آن. این‌کار رهبری انقلاب، در واقع عملیات ضد فریب بود.

ایشان در سخنرانی 14 خرداد 91 که جزو کلیدی‌ترین سخنرانی‌هاست فرمودند: «محافل سیاسى و رسانه‌اى دنیا، از خطر ایران هسته‌اى دم می‌زنند که ایران هسته‌اى خطر دارد! من می‌گویم این‌ها دروغ می‌گویند؛ این‌ها فریب‌گرى می‌کنند. آن‌چه آنها از آن می‌ترسند و باید هم بترسند، ایران هسته‌اى نیست؛ ایران اسلامى است.»

تا اینجای کار، آمریکایی‌ها اصلا نتوانستند عملیات فریب را کامل کنند. اما شروع مذاکرات هسته‌ای در دولت روحانی، بخت و اقبال را دوباره به آمریکایی‌ها برگرداند. چیدن تمام تخم مرغ‌ها در یک سبد، اولویت دادن بیش از اندازه به مذاکرات، جستجوی سرابِ کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و نیویورک و قول رئیس جماعت تدبیر در باب گشایش‌های بعد توافق، حتی آبِ خوردن، همان چیزی بود که آمریکایی‌ها در عملیات فریب نرم به دنبالش بودند. دولت روحانی حتی به بیشترین توصیه رهبر انقلاب -استحکام درونی و اقتصاد مقاومتی- هم توجهی نکرد.

البته امیدوار شدن و رو کردن بخت و اقبال به آمریکایی در عملیات فریبی که پیش از این نتوانسته بودند کامل کنند، در چیدن تمام تخم‌مرغ‌ها در یک سبد خلاصه نمی‌شود.

حسن روحانی در ایام تبلیغاتی‌اش اعلام کرده بود که(در صورت پیروزی) ظرف 6 ماه با آمریکا رابطه برقرار می‌کند. این نشان‌دهنده زمان‌نشناسی و عدم درک صحیح وی از اوضاع، واقعیات و مناسبات منطقه و بقیه همفکرانِ در کسوتِ کاندیدای ریاست جمهوری‌اش در سال 92 بود.

کسانی که اخبار و رویدادها ماه‌های پایانی سال 91 و اوایل سال 92 را رصد می‌کردند، به‌خوبی به یاد دارند که رهبر انقلاب چقدر در مورد مذاکراه با آمریکا هشدار می‌داد.

جمله معروف و تاریخی "من انقلابی‌ام، دیپلمات نیستم" در همان زمان بود. مسئله آنجا بود که رهبری انقلاب در 19/11/91 فرمودند: «سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا دچار شکست شده و آمریکایی‌ها احتیاج دارند برگ برنده‌ای رو کنند؛ برگ برنده آن‌ها، کشاندن ایران پای میز مذاکره است

البته توجه شود که ما تا قبل از این، با 5+1 مذاکره می‌کردیم؛ اما نه رودررو و دو جانبه با آمریکا. به کرات دیده شد که ملاقات، فقط، ملاقات کری و ظریف بود و بقیه کشورها در عمل هیچ بودند. روحانی متنبه نشد یا نخواست با این توصیه راهبردی رهبری متنبه شود.

موارد زیر به اختصار در این راستا قابل بحث است:

1- هم چرخ سانتریفیوژها بچرخد و هم چرخ اقتصاد
جدای از غلط بودن این حرف از لحاظ علمی، این گزاره در عمل می‌گفت که بله؛ نقطه ضعف روحانی اقتصاد است. برای دشمن این معنی داشت. احمدی‌نژاد زرنگ بود؛ می‌گفت قطعنامه‌ها کاغذپاره است؛ اما در خفا به سفرا می‌گفت جلویش را بگیرید. از این بابت که مبادا دشمن طمع کند که بفهمد نقطه ضعف شما کجاست و شما ضربه دیدید.

2- نگرفتن حربه تحریم از دست دشمن
رهبری انقلاب در دیدار مردم قم در سال 93 فرمودند: «باید حربه تحریم را از دست دشمن بگیرید؛ چرا که اگر چشم به دست دشمن بدوزید، تحریم‌ها همچنان باقی خواهد ماند.» روحانی با ارسال این پیام که بیشتر از غربی‌ها دنبال توافق هست و توافق به هر قیمت؛ باعث شد هم چنان این حربه در دست آن‌ها بماند.

3- ادعای خلاف واقع خالی بودن خرانه
به خلاف واقع، گفتن این جمله، آن‌هم در شرایط مذاکره، حتی یک انسان عادی و معمولی وقتی جایی می‌رود، واقعا هم اگر در خانه‌اش هیچ چیزی نباشد، باز داد نمی‌زند که خانه من خالی است. تا چه برسد که دشمنش بفهمد.

4- مایوس نشدن دشمن
دشمن تا مایوس نشود ول نمی‌کند. باید ناامیدش کرد؛ عملکرد روحانی، خصوصا، با بذل امتیازات فراوان در توافق مادر در آذرماه 92، باعث شد که وقتی تحلیل روزنامه‌های خارجی، اعم از اروپا و آمریکا را می‌خواندید، ته حرفشان این بود که بله، تحریم‌ها جواب داده. روس‌ها و چینی‌ها از دادن این همه امتیازات تعجب کرده بودند که در ایران چه خبر شده است؟

اگر می‌خواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، اظهار ضعف نکنید. در چالش اقتصادی، بعضی اشتباه کردند و اظهار ضعف کردند. 16/12/95

خسارت محض!
اگر توافق نمی‌شد؛ به گفته اوباما خود به خود تحریم‌ها فرومی پاشید؛ آن‌ها در واقع هیچ راهی جز توافق نداشتند گزینه جنگ مدت‌ها پیش کنار گذاشته شده بود و تحریم دیگر جواب نمی‌داد؛ بزرگترین تحریم بانک و نفت بود که باز هم ایران طاقت آورد. آیا بالاتر از این تحریم‌ها، تحریم دیگری بود؟ اوباما راست گفت، چون بقیه کشورها دیگر بریده بودند و نمی‌شد دیگر علیه ایران اجماع به‌وجود می‌آورد. بزرگ‌ترین اشتباه در زمینه اقتصادی و تکمیل عملیات فریب اقتصادی!

پیوست
http://farsi.khamenei.ir/
http://www.kadamaei.ir
http://www.farsnews.com

منبع: دانشجو
کد مطلب: 65018
نام شما

آدرس ايميل شما

اشتباهات رایج ورزشی پسران در باشگاه
عواملی که باعث مرگ سلول‌های عصبی می‌شود
حتما کاهو بخورید
احمد
هر کی یه ذره عقل داشته باشه، نقاط ضعفشو حتی پیش دوستاش هم رو نمی‌کنه! که مبادا یه روزی دشمنش بشه و از همونجا بهش ضربه بزنه!

اونوقت رییس‌جمهور یه مملکت که ادعای حقوق‌دانیش هم میشه، میره مشکلات رو(حتی با مشکل‌سازی دروغی) جلوی دشمن بیان می‌کنه!!!؟؟ در واقع بهشون آدرس میده که از همین‌جا به ما حمله کنین!!؟؟؟؟؟
تقصیر خودش نیست. جو قدرت گرفتتش