با نگاهي گذرا به حجم انبوه چاپ مطالب خاص با توسل به انگارههاي مطلوب غرب در قالب انتشار کتاب، مجله و روزنامه و از طرفي کاربرد اخبار، اطلاعات و تحليلها از سوي پايگاههاي خبري وابسته و صرف هزينه بسيار در اين خصوص ميتوان به اهميت موضوع پي برد.
به نظر ميرسد آنچه که شاکله چالشهاي اخير نظام سلطه با کشورهاي آزاد را بهوجود ميآورد، در حيطه نرمافزاري قابل پيگيري است.
در همين راستا رويارويي قدرت نرم جمهوري اسلامي با اهداف استکباري دنياي غرب در طول سي سال حاکميت قابل تأمل است و تأمل برانگيزتر تعارضهاي بعد از فروپاشي بلوک شرق و امريكامداري جريان استکبار در طول دو دهه اخير است بهويژه ناکاميهاي امريكاييها در گستره ارض بعد از نظريهپردازيهايي که در تعقيب حاکميت ايستارهاي غربي در عرصه نظم نوين جهاني قابل توجه ميباشد.
از سويي نظام سلطه از نقش خزنده سکولاريزم در ابعاد فکري، مديريتي و اجرايي در ايران در همين برهه زماني ابراز خشنودي ميکرد. بياغراق چه جريان جمهوريخواه و چه دموکرات، چه نومحافظهکاران و چه غير آن خود را در مقابل ارزشهاي اسلامي و بومي در اقصي نقاط جهان و بهطور خاص ايران ديده و ميبينند.
جهان درست در متن جولان مدرنيزاسيون آمرانه امريكايي شاهد پديده سوم تير سال 1384 در ايران بود.
اين پديده در فضايي شکل گرفت که نومحافظهکاران چه بابت رفتارهاي سياسي خود در سطح دنيا و بويژه خاورميانه اسلامي که عمدتاً با خشونت و قتل عام توأم بوده و چه بدليل حضور جريان اصلاحطلب در عرصه اجرايي ايران سرمست از قدرت بودند.
بيشک احياي گفتمان اسلامي بعد از گذشت سه دهه از حدوث انقلاب اسلامي و رويکرد اتخاذي از سوي دولت نهم خواب خوش را از تئوريسينهاي نظم آرماني جديد گرفت و بههمين مناسبت بکارگيري تمام ظرفيتها و شيوههاي نبرد نرم براي مقابله با اين پديده جدي در دستور کار قرار گرفت. مراکز قدرت همچنان ابزار رسانه و از سويي اميدهاي خود از اپوزيسيون خارجي در طيفها و جريانهاي مختلف و همچنين مقربين سياسي و فکري داخلي را جهت يک برخورد همه جانبه و تمام عيار فراخواند. الگوهاي تجربه شده و نوبنياد را در دستور کار قرار دادند تا بتوانند از نهادينه سازي اين گفتمان و تحقق آن در ابعاد معرفتي و اجرايي جلوگيري نمايند.
بهنظر ميرسد آنچه که در دوره پسا انتخابات صورت پذيرفت متضمن وارسي جدي است. اتفاقات بعد از انتخابات اخير چه از حيث دشمنشناسي و چه از حيث مقابله با تهديدات آتي در نظام اسلامي نيازمند به ارزيابي استراتژيک ميباشد. معالوصف آنچه که مورد نظر ميباشد ارائه اين مطلب است که دهمين دوره انتخابات رياستجمهوري ايران ساير کانديداهاي اين دوره انتخابات را نيز متقاعد کرده بود که شعارها و رويکردهاي فارغ از گفتمان انقلاب اسلامي در بين تودههاي مردم از مشروعيت برخوردار نيست و گفتمان انقلاب اسلامي از چنان قدرت و صلابتي برخوردار است که اجازه طرح رويکردهاي برآمده از التقاط و غربزدگي را سلب نموده است.
از سويي ديگر نتيجه انتخابات حکايتگر آن بود که مردم ما در اين آزمون تاريخي بين دو گفتمان متمايز عدالت و پيشرفت و رويکرد فوقالذکر به بسط حاکميت گفتمان سوم تير همچنان وفادارند.
گفتماني با مؤلفههاي مردمسالاري ديني، خودباوري
” امپراتوري رسانهاي وابسته به صهيونيسم جهاني بيشترين سهم را در اقدامات جنگ نرم و در راستاي جهانيسازي صورت ميدهد. “
و اعتماد به نفس، اعتقاد کامل به کارآمدي دين در اداره جامعه و تداوم نظام ولايي، شجاعت و ايستادگي در برابر فزونخواهي دشمن، مردمداري و سادهزيستي، عشق و مهرورزي، نگاه توأمان به پيشرفت مادي و معنوي جامعه که آن را در تقابل با گفتمان التقاط و غربزدگي ميشناسند. گفتماني با مؤلفههاي نگاه حداقلي به دين، پذيرش غلبه تمدني و معرفتي غرب، پذيرش سلطه بيگانه با سوءاستفاده از عناوين فريبنده تنشزدايي و تعامل مثبت.
بديهي است که اين پيروزي قاطع و آن هم با اقبال بينظير چيزي جز عنايت خداوند بزرگ و کرامت ائمه معصومين(ع) به رهبري معظم انقلاب و مردم شريف ايران نيست و گرچه دشمنان نظام، در فرداي انتخابات سعي کردند عظمت اين پديده را از مقابل ديدگان دنيا و حتي مردم ايران محو نمايند ولي دفاع قاطع و همه جانبه از اين گفتمان و استمرار و تعميق آن نيازمند هوشياري است.
گفته ميشود جنگ نرم (soft war) مفهوم جديدي است. حال آنکه به معناي وسيع آن از سابقهاي ديرپا برخوردار است. شايد مراد کساني که آن را نو و بديع مي پندارند برخي از ابزارها و يا اشکال آن باشد که در گذشته مورد استفاده نبوده است، خاصه آنکه نبرد اطلاعاتي امروز را محصول دنياي نو ميدانند. امروزه در جريان تعريف از جنگ نرم آن را نوع جديدي از نبرد ميشناسند که در حوزه رسانه اتفاق ميافتد. در تعريف جنگ رسانهاي گفته ميشود جنگ رسانهاي (media war) استفاده از رسانهها براي تضعيف کشور هدف و بهرهگيري از توان و ظرفيت رسانهها اعم از مطبوعات، خبرگزاريها، راديو، تلويزيون، اينترنت و اصول تبليغات بهمنظور دفاع از منافع ملي است. در اين نبرد هدف اصلي کاهش آستانه تحمل ملي و کاستن از پايداري مردم کشور هدف است و در عين حال با ايجاد جاذبه فکري، تغيير ذائقه، باورها و هنجارهاي حاکم مدنظر ميباشد. جنگ رسانهاي يکي از مهمترين جنبههاي جنگ نرم و جنگهاي جديد بينالمللي است.
ابزارهاي ارتباطي و الکترونيکي تأثيرات عميقي بر شکلدهي افکار عمومي دارند. لذا در جريان جنگ غيرسخت، رسانهها نقش اصلي را به عهده دارند. در اين مقطع تاريخي هم رسانه و هم ساير اشکال و ابزارهاي نبرد نرم از اهميت برخوردار ميباشد. مارشال مک لوهان در همين خصوص ميگويد: «جنگهايي که در آينده رخ خواهد داد بهوسيله تسليحات جنگي و در ميدانهاي نبرد نخواهند بود بلکه اين جنگها به دليل تصوراتي صورت ميپذيرد که رسانههاي جمعي به مردم القا ميکنند.» رسانهها به شيوه هاي گوناگون ميکوشند فضاي ذهني گروههاي هدف را در جهت اهداف و خواستههاي حاکمان شکل دهند. استعمار صرفنظر از شيوههاي کهن با بهرهمندي از رسانهها و اقدامات فرهنگي تلاش ميکند نظام هنجاري گروه هدف را به سمت مطلوب خود تغيير دهد. تغيير در علايق جوانان، مدلهاي پوشش و آرايش، ادبيات و منابع مطالعاتي، نحوه صرف اوقات فراغت، رواج مکتبهاي خاص هنري، تغيير در موسيقي رايج، گسست و بيگانگي با سنتهاي فرهنگي و فرهنگ سنتي در بين نسل جوان از آثار تغيير در نظام ارزشي جوامع محسوب ميشود. بديهي است که هويت ملي، ديني و اجتماعي ملتها از جمله کانون هايي است که ميتواند مورد هدف فعاليتهاي رسانهاي قرار گيرد. شيوههاي تبليغي از طريق ابزارهاي انساني و فني از قبيل رسانه هاي تصويري و نوشتاري همچون چاپ و نمايش، شبکههاي ماهوارهاي و اينترنت تأثيرات شگرفي را برفرآيند شخصيتي جوانان بر جاي ميگذارند.
در همين جهت امپراتوري رسانهاي وابسته به صهيونيسم
” به شيوه هاي گوناگون ميکوشند فضاي ذهني گروههاي هدف را در جهت اهداف و خواستههاي حاکمان شکل دهند. “
جهاني بيشترين سهم را در اقدامات جنگ نرم و در راستاي جهانيسازي صورت ميدهد.
با نگاهي گذرا به حجم انبوه چاپ مطالب خاص با توسل به انگارههاي مطلوب غرب در قالب انتشار کتاب، مجله و روزنامه و از طرفي کاربرد اخبار، اطلاعات و تحليلها از سوي پايگاههاي خبري وابسته و صرف هزينه بسيار در اين خصوص ميتوان به اهميت موضوع پي برد. در جهان کنوني کسي نميتواند نقش مؤثر تکنولوژي ماهوارهاي بر ساختار ارتباطات و اطلاعات در سراسر دنيا را انکار نمايد.
در عرصه کاربرد فضاي مجازي اين اهميت را پررنگ تر مي يابيم. صرف نظر از توليد فيلم و سينما، توليد بازيهاي رايانهاي از ابزارهاي پرنفوذي هستند که بهعلت تأثيرگذاري بالا و ايجاد انگيزه بسيار و جذابيت فوقالعاده کودکان، نوجوانان و حتي بزرگسالان را هدف قرار دادهاند. به همين دليل کارگردانان و برنامهريزان جنگهاي رسانهاي به آن توجه و امعان نظر دارند.
اگر راديو و تلويزيون در عصر جنگ جهاني دوم از اهميت فوقالعادهاي در راستاي عمليات رواني برخوردار بود، ديري نپاييد که صنعت نوين بازيهاي رايانهاي جاي خود را در عرصه پديدههاي صنعتي جديد باز کرد و به عنوان ابزار نوين عمليات رواني شناسايي شد. تقريباً از اوايل دهه 60 ميلادي بشر به فکر بازيهاي رايانهاي افتاد. اين نحوه کاربرد از رايانه بهتدريج در دهههاي گذشته سير صعودي پيمود.
عمدهترين دليل استفاده از اين ابزار در بستر فرهنگ و سياست حاکميت فضاي دوقطبي و جنگ سرد بود.
امروزه اين بازيها بخشي از عمليات رواني استراتژيک را شامل ميشوند که عمدتاً به تشريح خطي مشيها، اهداف و مقاصد سياسي نظامهاي سياسي ميپردازند و بيش از همه در راستاي استراتژيهاي قدرتهاي بزرگ بکار ميروند. در دو دهه اخير پس از فروپاشي شوروي، ايالات متحده در راستاي نظم مطلوب خود و حاکميت دموکراسي امريكايي و ارزشهاي مدنظر خويش جهت تحقق استراتژي نرم، ابزارهايي از اين دست را مورد توجه جدي قرار داده است. براي ايالات متحده بسترسازي لازم و ايجاد فضاي مناسب براي تجاوزات نظامي و تحقق استراتژي پيشدستانه در مواجهه با آنچه که به عنوان مقابله با تروريسم از آن ياد ميکند از طرق مختلف و بهويژه ابزار فوق صورت ميپذيرد. گرچه استفاده از ابزارهاي نبرد نرم خود به خود زمينه هرگونه استفاده از زور با استفاده از شيوههاي پيچيده و ابزارهاي نظامي را سلب مينمايد، بهگونهاي که به صورت غيرمستقيم طرف مقابل را به تأييد و انجام اعمال ناخواستهاي مغاير بينش قبلي حاکم وادار ميکند و در جهت اهداف خود بکار ميگيرد.
با پشت سر گذاشتن جنگ سرد و با بسط نظريات تئوريسينهاي نظام ليبرال سرمايهداري همچون فوکوياما، هانتينگتون و الوين تافلر و پيگيري پروژه دموکراتيزاسيون آمرانه بسياري از کشورها مد نظر اين هدف استراتژيک قرار دارند. در بين اين واحدهاي ملي و در چارچوب طرحهايي همچون طرح خاورميانه بزرگ و يا خاورميانه جديد گروه کشورهاي اسلامي از اهداف مهم اين استراتژي قلمداد ميشوند.
لذا در کنار کاربرد ساير حوزههاي جنگ نرم، بازيهاي رايانهاي جديد مورد توجه جدي واقع شدهاند. کاربرد نمادهاي اسلامي و ديني همچون استفاده از مکانهاي مذهبي مانند مساجد، استفاده از صداي عربي و فارسي، استفاده از صداي پس زمينه مانند پخش آيات قرآن و يا صلوات و... در اين صنعت زمينههاي القائات لازم براي کاربران را فراهم ميسازد.