داخلی
چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۷
آب در کوزه و ما...
"نردبام آسمان" ايراني رقيب توانمند "افسانه جومونگ" کره‌اي
Share/Save/Bookmark
همزمان با پخش اين سريال، جومونگ کره اي که شده جومونگ ايرانزمين به ايران آمدو منتقدين داد و هوار زدند و زنده کردن رستم و شاهنامه را خواستار شدند در حاليکه گذشته ما فقط اسطوره هاي خيالي نيست. نردبام آسمان تصويرگر بزرگ مردي از عالم علم و نجوم اين سرزمين است که به تصوير کشيده شده اما تشويق نمي شود.
هم زمان با پخش اين سريال ،جومونگ کره اي که شده جومونگ ايران زمين به ايران آمد . منتقدين داد و هوار زدند و صدا و سيما را محکوم به حمايت از فرهنگ غير ايراني کردند و زنده کردن رستم و شاهنامه را خواستار شدند . در حالي که گذشته ما فقط رستم اسطوره و خيالي نيست و قهرمانان حقيقي بيشماري هست که اولويت زنده شدن قبل از رستم را دارند . نردبام آسمان تصويرگر بزرگ مردي از عالم علم و نجوم اين سرزمين است که به تصوير کشيده شده و تشويق نمي شود.

خوشبختانه واژه سازي ما دارد جواب مي دهد و مخاطبان پيگير متوجه شده اند که من هيچ کلمه اي از اين وبلاگ را با باد هوا نمي گويم . اينکه دنياي نقد ما ماتريکسي است و قرار نيست اين دنياي ماتريکسي شان از بين هم برود و متاسفانه از بين نرفته و اجماع کشوري منتقدين براي تخريب صدا و سيما به هر قيمتي در حال انجام شدن است و کم مانده معجزه را هم مانند بني اسرائيل کتمان کنند . همه مي دانيم که در پي حوادث پس از انتخابات ارباب جهاني و سربازان بلامنازع آن از صدا و سيما ناراحت شدند . چون بر خلاف خواسته امپرياليسم رسانه ها ، صدا و سيما ساز آنها را نزد وبا موج سبز همراه نشد .
متاسفانه دشمن داخلي نيز به تبع خواسته ارباب ، جبهه مخالف با صدا و سيما پيدا کرده اند و تکليف است که هرکاري صدا و سيما انجام دهد مسخره شود و دست کم گرفته شود تا دل ارباب خنک شود . به عبارتي برنامه اي است که رونق ورزشگاه ها و سينماها و دانشگاه و .. را هم کتمان کرده و قصد اين است که بگويند بعد از انتخابات مردم ايران سرخورده شده اند و حقشان خورده شده و از هيچ چيز جمهوري اسلامي حمايت نمي کنند . بيانيه آخر خانه سينما هم من باب بي رونقي سينما گواهي ديگر که متاسفانه تلويزيون بي بي سي جديدا با خانه سينما دوست شده است و اخبار آن را زودتر از همه جا اعلام مي کند . اخيرا هم که استاد شجريان گمراه شده ، از صدا و سيما شاکي شده اند و متاسفانه با حضور در شبکه بيگانگان از آينده ايران و دولت دهم و صدا و سيما و ... به بدي ياد کردند و به خيال خود خواستند ضربه اي به صدا و سيما و ايران بزنند ( به اسم وطن پرستي ) . متاسفانه استاد را جو گرفته است ونمي داند شخصيتش در حدي نيست که مسايل داخلي ايران را به کودني مثل بيژن فرهودي گزارش دهد . ( البته مثل اينکه شخصيتشان در اين حد پايين آمده است ) اخيرا هم که کاست رندان مست استاد از جانب طرفداران اونوري و اينوري مورد استقبال قرار گرفته و اين استقبال مدرک ديگري دال بر پشتوانه قوي استاد و موج سبز معرفي مي شود و خنده دار تر از همه اينکه حالا همه تعاريف هنر مردمي برخلاف زمان اکران اخراجي ها برگشته است . حالا مي گويند به اين مي گن هنرمند مردمي . به اين مي گن محبوب . هنر بايد مورد استقبال قرار بگيره . کل مردم ايران دارند از رندان مست استقبال مي کنند و .....
استاد از قديم جزو هنرمنداني بوده که گرايش به طرفداران خاص داشته و مردمي نبوده است و خود را نبايد نماينده مردم ايران بداند . همانطور که موسوي متوسل شد به ناآشناترين افراد به سياست و زندگي و توانست با شعار برداشتن گشت ارشاد سياه لشگراني را به نام مردم ايران معرفي کند . متاسفانه طرفداران استاد را نيز بيشتر نا آشنايان به موسيقي تشکيل داده اند . آخه من نمي دونم کسي که ساسي مانکن و موسيقي غربي ها رو گوش مي ده چطوري آواز دشتي رو از شوشتري و ماهور تشخيص مي ده ؟ يعني ما اين همه زنده نگاه داران رديف هاي موسيقي داشتيم و خبر نداشتيم ؟ چه بسا استاد فکر مي کند طرفدارانش در جهت حفظ آواز و موسيقي اصيل ايراني تلاش مي کنند و اين دولت و نظام است که در مقابل آنها ايستاده ؟
در راستاي تخريب ماتريکسي وار صدا و سيما ، سريال هاي ماه رمضان نشانه رفته شد و به سريالهاي ضعيف و کم بيننده و بي ربط محکوم شدند .
همان انتظاري که از پيش گويي ام داشتم به وقوع پيوست و دو سريال ماه رمضان را که در پستهاي قبلي تبليغ به ديدنش کردم خوب بودند و قابل تحمل و تامل . مي دانستم که منتقدين با هم اجماع مي کنند و مردم و مخاطبان را گمراه خواهند کرد .
اصولا منتقد چون به سينما نزديک تر است بايد راهنماي بيننده باشد تا بيننده با تقسيم بندي و برنامه ريزي زماني و اصطلاحا رج زني ( به قول کارگردانا ) به ديدن آثار هنري بپردازد . منتقد بايد درک فيلم رابراي بيننده راحت تر کند . نقاط قوت و منفي فيلم را اعلام کند و سليقه بيننده را ارتقاء دهد . ولي اين طور نيست . آن آثاري که بايد مردم ببينند مي گويند نبينيد و آن آثاري که نبايد مردم ببينند مي گويند ببينيد .
اصرار منتقدين اين است که واقعيت بر حقيقت چيره شود . کدام فلان فلان شده گفته که بايد منتقد مسخره و تخريب اثر هنري کند . اگر هم گفته با چه حکمي گفته که منتقدين از آن عدول نکنند و متعصبانه آن را دنبال کنند ؟ تا زمان يافتن سر نخ اين قضيه و حل معضل ، ما و بچه هاي ما نيز پير خواهند شد .
چند سال پيش فيلمي از حسين فرحبحش به نام عطش در سينما ها اکران شد . همزمان با اين فيلم راه کارليتوي برايان دي پالما را من ديده بودم و سکانس اول و آخر فيلم عطش از فيلم راه کارليتو تقليد شده بود . ولي همه منتقدين به بازسازي اين فيلم از خداحافظ رفيق امير نادري اشاره کردند . به غير يک منتقد خارج از گود که در ضميمه دوچرخه همشهري نقد نوشته بود هيچ کس به اين راه کارليتو اشاره نکرد . آنجا بود که براي من ثابت شد منتقدين اصلا از خودشان حرفي نمي زنند و شايد ندارند که بزنند . به خدا کمي از زاويه متفاوت ديدن اثر هنري زحمت ندارد . حالا حتما واجب نيست در مورد همه فيلمها نظر دهند انسان چقدر مي تواند با همه نوع اثر هنري ارتباط برقرار کند ؟
اصل ديگري که در نقد فيلم ايران رعايت مي شود دسته جمعي حمله کردن است . به حدي که هنرمند مذکور را از صحنه روزگار محو کنند . حالا مانده طرف رويين تن و يا فولادزره و يا آدم آهني باشد که دربرابر هجمه ها نجات يابد و اگر نباشد که خدا بيامرزدش .
امسال برخلاف سالهاي قبل حداقل دو سريال سطح بالا و متفاوت داشتيم . عبور از پاييز را نديدم و در دو قسمت اول مرا به دنبال خود نکشيد وديدنش را ادامه ندادم و در مورد فيلمي هم که نديدم نظري نمي دهم .
ولي مگر مي توان به بزرگي نردبام آسمان شک کرد و آن را زير سوال برد ؟ ملي تر و ايراني تر از اين سريال داشتيم ؟ قوي تر و خوش ساخت تر و متفاوت تر و خلاقانه تر داشتيم ؟
نبايد بگم منتقد ين محترم پيرو خط فکري هستند که آثار هنري فاخر ايراني اسلامي را تمجيد نمي کنند . اثري تاريخي با نظارت علي اکبر ولايتي را مگر مي توان نديد ؟ شايد هم دليل اين است که محمد حسين لطيفي از گود روشنفکران وطن پرست خارج شده است و به اين دليل مورد هجمه است ؟
اشکال عدم ارتباط سريال با ماه مبارک رمضان هم وارد نيست . چون تا پارسال همين منتقدين مي گفتند که سريال حتما نبايد با ماه رمضان ارتباط داشته باشد و حالا رو حرف خودشون مي زنند که چرا ارتباطي نداره . قضيه الاغ و ملا نصرالدين داره تو عالم نقد پياده مي شه که هنرمند راه خودشو گم کنه و سقوط کنه خوشبختانه امثال لطيفي در حد گمراه شدن از بابت حرف منتقدين جاهل نيستند و راه خود را با قاطعيت دنبال مي کنند و هرچه دارند از اين قاطعيت و جسارت است که منتقدين هوچي گر حريفش نخواهند شد . جمله معروفي هست که مي گويند 3 دسته در کار سينما مشغول کارند . عده اي فيلم سازي بلدند و فيلم مي سازند . عده اي نمي توانند فيلم بسازند و تئوري آن را آموزش مي دهند . عده اي هردو کار را بلد نيستند و منتقد مي شوند . دلم به حال منتقدين مي سوزه . به خاطر اين هيچ گاه خود را منتقد نمي دانم . سياه مشقهايي که مي بينيد مي نويسم شناختم از سينماست و نظر شخصي است . به من هر چي مي گيد بگيد ولي منتقد نگيد چون فکر مي کنم بهم فحش مي ديد .
هم زمان با پخش اين سريال جومونگ کره اي که شده جومونگ ايران زمين به ايران آمد . منتقدين داد و هوار زدند و صدا و سيما را محکوم به حمايت از فرهنگ غير ايراني کردند و زنده کردن رستم و شاهنامه را خواستار شدند . در حالي که گذشته ما فقط رستم اسطوره و خيالي نيست و قهرمانان حقيقي بيشماري هست که اولويت زنده شدن قبل از رستم را دارند . نردبام آسمان تصويرکش بزرگ مردي از عالم علم و نجوم اين سرزمين است که به تصوير کشيده شده و تشويق نمي شود . البته مي دانم چرا ؟ اين سريال هم مثل يوسف پيامبر از مرداني گفته که در دوران جهل آمدند و در طوفان جهل دشمنان حقيقت ضربه خوردند . کتمان شدند . مسخره شدند . به خرافه و سحر محکوم شدند . مورد حسادت قرار گرفتند . اين سريال از يوسف خيلي خوش ساخت تر بود . فهميديم منتقدين جاهل بي دين و ايمان سرزمين ما مشکلي با ساختار ندارند و اصلا از ساختار چيزي نمي دانند که به آن بپردازند . مشکلشان فقط حرف حق است که با ان مخالفت مي کنند.
چرا اين همه خلاقيت محتوايي و ساختاري سريال ديده نشد ؟
خلاقيتهايي همچون دکور هاي زيباي کم خرج . کروماکي با رنگ آسمان و نشان داده شدن ابرها و ستارگان و خسوف و کسوف کنترل شده و کلا جلوه هاي بصري هديش بيگدلي شاملو. ديالوگ هاي مابين محاوره و قصار . تلفيق هيجان با داستان براي خسته نشدن بيننده و موسيقي زيباي کارن همايونفر .
چرا به ماه رمضان ربط نداشت ؟ مگر سخن از خدا و و نزديک شدن به خدا از راه نجوم و علم عين عبادت نيست ؟ مگر ديدن افتخارات گذشتگان و تحسين ايران از جانب بيگانگان و ايجاد غرور ملي عين عبادت نيست ؟ يادمان نرود که ما روزه مي گيريم و نماز مي خوانيم که مغزمان باز شود تا بينشي قوي پيدا کنيم . تصويري کردن و داستاني کردن دانش و خرد عين روزه و نماز نيست ؟
ما روزه مي گيريم که پي به حقيقت ببريم و فارغ از دنيا و لذت دنيوي آيات خدا را بنگريم . نردبام آسمان عين حقيقت جويي نبود ؟ کدام سريال به اندازه امثال اين سريال بيننده را به دين بيشتر جذب مي کند ؟
حالا خوبه اسمشم نردبام آسمان بود . فکرکنم منتقدين فکرکردن منظور همين نردبامي است که باهاش مي رن بالا پشت بوم تا ديش تنظيم کنند تا صداي دنياي آزاد رو بشنوند .
اتفاقا حسن فيلم بازيها بود مخصوصا برخلاف گفته منتقدين بازي قابل باور وحيد جليلوند در نقش جمشيد و البته استاد کاردان در نقش مسعود طبيب که الحق والانصاف گوشه اي ديگر از نبوغش در بازيگري را رو کرد . مشکل ديگر منتقدين اين است که سريعا براي هنرمندان چارچوب سازي مي کنند تا بعد نگذارند هنرمند چارچوب شکني کند . اصلا هم کاردان ما را ياد جنگ هاي طنزش نمي انداخت .
در ثاني سريال مشخصا عامه پسند نبود و مخاطبانش بيشتر علاقه مندان به تاريخ و علم و نجوم بودند و صد البته علاقه مندان واقعي سينما . تحريک استعداد هاي بالقوه نجوم جوانان ايران زمين را منتقدين درک نمي کنند . اگر درک کنند خواهند فهميد که کشور ما مهد نجوم بوده است و در صورت زنده شدن هيولاي اين علم و بومي شدن آن ، دست ناسا و امثال آن را از پشت خواهد بست . ( مدار اصلي کره ماه به نام غياث الدين است ) آثاري مانند نردبام آسمان بايد روز به روز بيشتر ساخته شوند تا با شناخت گذشته خود ، رو به آينده قدم برداريم .
جديدا هم خبر دار شديم که روسيه براي ساخت سريالي از عمر خيام خواستار استفاده از دکور هاي زيبا و ماندگاراين سريال که ساخته ايرج رامين فر است شده اند .
و اما پنجمين خورشيد که جالب و دوست داشتني بود ولي حيف که باعجله ساخته شده بود .
قبلش يه خاطره : تو ماشين نشسته بودم دو نفر داشتند در مورد راه هاي انتقال قاچاق از مرز ترکيه با هم صحبت مي کردند . يکي از پسر ها راهکار جالبي رو مي گفت . به دوستش مي گفت اگه مي خواي نفهمن چي داري با خودت مي بري و گير نيافتي برو دم در راه آهن وايسا و دقيقه آخر خودتو به قطار برسون تا بازرسي وقت نکنه ساکهاتو بگرده . سريال سازي ماه رمضان هم اينطوريه . به نظرم اولين قدم هاي اينگونه در رفتن از زير تيغ سانسور را مهران مديري طي کرد و حالا بقيه هم عمدي و غير عمدي اين کار رو مي کنند . رساندن سريال در آخرين لحظات اين حسن رو داره که وقت براي بازبيني نمونه و فيلم بدون سانسور پخش بشه . ولي خب شيطنت موجود در ديالوگ اين فيلم که به نظر من بچه بازي بود و دور از فرهنگ و هنر و .. از اين دست موارد بود که از دست اساتيد سانسور چي در رفت . تلاش براي ضربه زدن به فيلم محبوبي همچون اخراجي ها تلاشي مذبوحانه است که از عليرضا افخمي بعيد بود .
متاسفانه حسادت در پشت پرده سينما بيداد مي کند و اين نمونه کوچک حسادت هاي سينمايي است . اگر در جشنواره ها و جلسات مطبوعاتي باشيد متوجه خواهيد شد که هنرمندان مثلا الگوي مردم ، سايه هم را با تير مي زنند و به جاي دفاع از خود ديگران را مقصر مي دانند و همديگر را مسخره هم مي کنند . با اين که پنجمين خورشيد واژه هايي مثل مکان و مواد و جنس ناب و ... براي مخاطبان زنده کرد و در بد آموزي خيلي آوانگارد تر از ديگران هم رفتار کرد ولي کليت فيلم قابل قبول و خلاقانه بود . به علت همان عجله در ساخت ، تابلوهاي امروزي در سال 64 و مشعل گاز و ... ديديم و بدتر از همه در صحنه کروماکي داخل ماشين تصاوير بکراند در يک صحنه تمام شدند و خياباني ديگر ناگهان ظاهر شد . نيامده بودند رول خيابان را در بين تقطيع نما ها تمام کنند که با ديدن اين صحنه مشعوف شديم . بايد به اثر هنري به چشم اثر ماندگار نگاه شود و پرداخت و ساخت با طمانينه لحاظ شود و با قبول اينکه شهرک سينمايي نداريم و مشکل از هنرمندان نيست ولي خب سريال جالب بود و با شيوه سينمايي پيام هاي اخلاقي براي مخاطب داشت و شديدا بر مغز مخاطب تاثير گذار بود . موضوعي در ژانر علمي تخيلي و زير شاخه مسافر زمان . ايرانيزه شده کارهايي مثل بازگشت به آينده رابرت زمه کيس و ژاکت جان ميبوري و خانه کنار درياچه آلخاندرو آگريستي که با رفتن به گذشته و آينده تاثيرات لازم گذاشتن و ... مفاهيمي مثل تقدير دست خود ماست را القا کردند . به طور کلي عليرضا افخمي چند سالي است که راه گشايي و خلاقيت را در ساخته هاي خويش لحاظ مي کند و البته با باز کردن راه براي جوانان و افراد خلاق ديگر کمي دوري از رانت خواري مي توان آينده درخشاني در سريال سازي پيش بيني کرد .
با اندکي تلخيص برگرفته از وبلاگ سينماي ايران و جهان
"نردبام آسمان" ايراني رقيب توانمند "افسانه جومونگ" کره‌اي