دو شكايت تازه عليه پسرخالههاي متجاوز
۲۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۱۶
اين دختر كه در شركتي در خيابان وليعصر كار ميكرد بعد از خروج از دفتر شركت مورد حمله يك سارق قرار گرفت. او دقايقي بعد با چشماني گريان سوار يك پرايد شد كه به جز راننده يك مسافر مرد نيز در آن بود.
تحقيق از دو پسرخاله كه دختر جواني را در سولهاي در ميدان ميوهوترهبار مورد تجاوز قرار داده بودند، ابعاد تازهاي از جنايتهاي آنها را فاش كرد، تاكنون دو دختر ديگر با مراجعه به دادسراي جنايي تهران عليه متهمان شكايت كردهاند. نخستين شكايت عليه متهمان روز ۲۳آذر توسط دختري ۲۹ساله به نام كبري مطرح شد. اين دختر كه در شركتي در خيابان وليعصر كار ميكرد بعد از خروج از دفتر شركت مورد حمله يك سارق قرار گرفت. او دقايقي بعد با چشماني گريان سوار يك پرايد شد كه به جز راننده يك مسافر مرد نيز در آن بود. دو مرد درباره علت گريستن اين دختر سوالاتي کردند و در حين گفتوگو راننده از مسير منحرف شد. وقتي كبري به اين موضوع اعتراض كرد، مرد مسافر با چاقو به تهديد وي پرداخت. دو مرد سپس اين دختر را به سولهاي در يك ميدان ميوهوترهبار بردند و مورد تجاوز قرار دادند. دو متهم ۲۲ و ۲۳ساله كه پيمان و نقي نام دارند و با هم پسرخاله هستند، در جريان تحقيقات پليسي دستگير شدند و مشخص شد هر دو از كارگران همان ميدان ميوه و ترهبار هستند. اين دو در بازجوييها به جرمشان اعتراف كردند. در حاليكه تحقيق از اين دو ادامه داشت، دختر ۲۰سالهاي به نام پروانه نيز به دادسراي جنايي رفت و عليه آنها شكايت كرد. او گفت: «روز ۱۹آذر در ميدان راهآهن براي رفتن به خانهام در نازيآباد سوار يك پرايد شدم كه دو مرد در آن بودند. راننده بعد از طي مسافتي تغيير مسير داد و وقتي به اين موضوع اعتراض كردم، مردي كه بهعنوان مسافر در صندلي جلو نشسته بود به من حمله و مرا تهديد كرد. آن دو به سولهاي در ميدان ميوهو ترهبار رفتند و در آنجا مرا مورد تجاوز قرار دادند.»بعد از طرح اين شكايت، دختر ۱۹سالهاي به نام پريسا نيز به دادسراي جنايي تهران رفت و دو متهم را بهعنوان ربايندگانش شناسايي كرد. او كه توانسته بود از چنگ دو پسرخاله فرار كند، ماجرا را اينطور شرح داد: «من در يك شركت در نازيآباد حسابدار هستم. روز ۲۵آذر وقتي از محل كارم بيرون آمدم به مقصد ميدان توحيد سوار يك پرايد شدم اما در نزديكي بزرگراه نواب راننده به سمت بهشت زهرا(س) تغيير مسير داد. من به اين موضوع اعتراض كردم و مرد مسافر به طرفم حمله كرد. او سرم را زير صندلي فروبرد در همان حين توانستم مخفيانه با مادرم تماس بگيرم، اما آن مرد موضوع را فهميد و گوشي موبايلم را از من گرفت. آنها سپس من را به يك سوله در ميدان ميوه و تره بار بردند، اما در آنجا با دو مرد درگير شدم و در لحظهاي كه يكي از آنها براي بستن دست و پايم از سوله بيرون رفت تا چسب بياورد با لباسهاي پاره فرار كردم و از مرد ديگري كه آن نزديكي بود، كمك خواستم و توانستم خودم را نجات بدهم.»بنا بر اين گزارش در حال حاضر دو متهم در بازداشت هستند و تحقيقات از آنها همچنان ادامه دارد.