داخلی
چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۰۳
براي بسياري از ما گاهي پيش آمده كه پس از انجام كاري، احساس كنيم آن كار نادرست بوده و نبايد آن كار را انجام ميداديم يا آن حرف را نميزديم تا شرمسار اطرافيانمان نشويم.
اما اگر اعمال خود را در محضر منشأ واحد هستي و همه جا حاضر، يعني خداوند در نظر بگيريم، احساس اين شرمساري بيشتر و عظيمتر خواهد بود و اين چيزي است كه در تعابير ديني، توبه ناميده ميشود.
از علامتهاي راستي توبه اين است كه فرد پس از آن كه نادم و پشيمان ميشود، سعي نمايد قلب خود را صاف كند و صيقل بخشد، چنين قلبي رئوف و مهربان ميشود و بر كرده خود بسيار اشك ميريزد.
خداوند تواب است كه اسباب توبه بندگان را ميسر ميگرداند و بنده را باز ميگرداند و آنگه به فضل و رحمت خود، آن توبه را قبول ميكند و تواب اوست كه باز آيندگان را بازپذيرد. خداوند عذرخواهان را نيكو دارد و توبه بنده را پذيرفت نه به استحقاق بنده، زيرا بنده را بر خداوند حقي نيست بلكه از روي فضل و رحمت خود او را بخشيد.
محال است مؤمني معصيتي را كه خداوند بر آن وعيد داده و وي از كيفر آن بيمناك است انجام دهد و در نفسش از ارتكاب آن پشيمان نباشد، رسول خدا(ص) فرمودند: «پشيماني، توبه است.» بنابراين حكم وعيد به جهت پشيماني ساقط ميشود و توبه خداوند بر آنان حاصل ميگردد، درنتيجه او از سه جهت داراي عمل صالح ميشود: ايمان به اين كه عملي كه مرتكب شده، معصيت است، ناخوش داشتنش به خاطر ارتكاب آن و پشيماني بر آن و تنها از يك وجه داراي عمل زشت است و آن عبارت از ارتكاب اوست.
توبه به عنوان نخستين مقام، به بازگشت از حالي نكوهيده به حالي ستوده تعريف شده است كه مشابه است با تعريفي از توبه كه در تهذيب الاسرار آمده است و عبدالرحمن سلّمي در تعريفي ديگر آورده است: توبه، ميراندن طبع است و پيروي از علم و البته مقصود از علم، علم دين و حقايق است.
انسان اگر در تمام عمر گناه كرده باشد و نامه اعمالش سياه شده باشد بايد همواره به تواب بودن خداوند ايمان داشته باشد، زيرا خداوند رحيم، توبه بندگانش را ميپذيرد. هر لحظه از عمر آدمي مانند ريشه زندگي انسان است كه ميتواند با آب حيات توبه، آن را آبياري كند، چنانچه پيامبر اكرم(ص) فرمودهاند كه هركس در آخرين روز از عمرش هم توبه كند خداوند او را ميآمرزد. البته بايستي خاطر نشان كرد كه انسان تا زماني كه فرصت دارد بايد به جانب خدا بازگردد و توبه كند، زيرا پذيرفتن توبه تا هنگامي است كه آدمي توان گناه داشته باشد و انجام ندهد و وقتي مرگ فرا رسد توبه پذيرفته نيست. «الآنَ وَ قَد عَصيتَ قَبلُ و كُنتُمِن المفسدين» اين آيه اشاره به داستان فرعون ميكند كه در آخرين لحظات نادم و پشيمان شده بود اما ديگر ندامت سودي نداشت.
شرايط و لوازم توبه: از شرايط و لوازم توبه 3 چيز است: اول اين كه انسان با جان و دل از آنچه انجام داده است، پشيمان باشد و در مرحله دوم با زبان به گناهاني كه مرتكب شده اقرار كند و از انجام آنها ابراز ندامت نمايد و ديگر مرتكب گناهاني كه انجام داده، نشود و اعضا و جوارح خود را از ارتكاب به گناه منع نمايد.
خداوند هميشه راهي براي گناهكار قرار داده است تا دوباره بسوي او بازگردد و با يك تحول حقيقي نسبت به حقيقت نجات يابد. آن راه، راهي جز توبه نيست و خواست خداوند هميشه بر آن است و آماده بخشش است. توبه حقيقي درنتيجه از بين رفتن همه گناهان و بازگشت شخص به وضعيت پاكي اوليه است. نفس پس از فراغت از توبه به محاسبه و انابه وارد ميشود. توبه بايستي با انابه همراه باشد و انابه در واقع قسمتي از توبه به حساب ميآيد و به عبارت ديگر بازگشت سر و باطن است به صلاح و نيز از همه چيزها روي برتافتن و به سوي خالق چيزها شدن و پاك داشتن سر از توجه به غير. همچنين سلّمي متذكر ميشود كه زهد درست نميشود مگر پس از توبه و انابه.
توبه نصوح: گفتهاند توبه نصوح آن است كه مردي به نام نصوحا مال بسياري را ربوده و دشمنان بسياري داشت، ناگاه فضل و رحمت خداي تعالي شامل حال او شده و سبب توبه وي ميشود. در نتيجه هر آنچه از مال مردمان ضايع كرده بود به صاحبانش باز ميگرداند و تا آنجا كه ميتوانست سعي كرد دشمنانش را خشنود نمايد و مال پاك به آنها دهد و حتي جامه خود از تن درآورد و به كساني داد كه به آنها مديون بود.
توبه نصوحا اين بود كه حق تعالي به ما گفت چنين توبه كنيد و توبه بر همه فريضه است. هركس توبه نصوحي كند هرگز به ميل و رغبت از گناه ياد نميكند و با يادآوري گناه، از ارتكاب به آن لذت نميبرد، بلكه هر لحظه از گناهي كه مرتكب شده است متنفرتر ميشود و نفرت جاي لذت و شهوت را ميگيرد و درعوض لذت توبه، جانشين آن گناه ميشود.
- مريم لباف زادي