داخلی
شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۶
از سفرهای خارجی غیر ضرور تا هزینه میلیاردی برای ساخت فیلمی موهن
Share/Save/Bookmark
سال 88 با تدبیر مقام معظم رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شد و طبق معمول باید مدتی می گذشت تا همه بتوانند هدف از این نامگذاری و ضرورت و حساسیت آن را درک نمایند و تفسیری صحیح از بیانات معظم له داشته باشند.

اما اکنون نیاز است تا همه دستگاهها با نگاهی اجمالی میزان و نحوه عملکرد خود را در طول این یکسال بازنگری و بررسی نمایند تا مشخص شود که با پایان سال 88 تا چه اندازه در اجرایی کردن شعار اصلاح الگوی مصرف موفق بوده ایم ؟ آیا فقط به برگزاری همایش و جشن و ...بسنده کردیم یا زیر ساختهای فرهنگی مرتبط با مسئولیتمان را هم قوی کرده و از شعار به عمل رسیدیم؟

امسال در بحث الگوی مصرف بخصوص در عرصه فرهنگ چندین سئوال همچنان باقی مانده است :

1)چه اندازه اعتقاد داشته اید که اصلاح الگوی مصرف قبل از اینکه یک شعار اقتصادی باشد یک مسئله فرهنگی است؟و برای این فرهنگ سازی چه اندازه تلاش کرده اید؟

2)در برگزاری این همایشها و جشنواره ها با هدف تاکید بر اصلاح الگوی مصرف،چند درصد مدیران اصلاح الگوی مصرف را درنظر داشته اند و در همین فرهنگ سازی، از ریخت و پاش در همین مراسم ها پرهیز کرده اند؟در مراسم های پایانی برخی از این جشنواره ها و همایشها، انصافا فقط هزینه گلی که برای تزیین صحنه اجرای برنامه ها هزینه شده چقدر بوده است؟

آیا در سال اصلاح الگوی مصرف چاپ کاتالوگ 50 میلیونی صحیح است؟
700میلیون هزینه برای ساخت فیلم سینمایی توسط یکی از مجموعه های دولتی نام آشنا در عرصه فرهنگ ،که بدلیل کیفیت بسیار پایین فیلم حتی به بخش مسابقه فیلم فجر راه نیافت،(آنهم میان خیل عظیم فیلمهای ضعیف ) انصاف است؟

5/1میلیارد هزینه برای ساخت یک فیلم موهن توسط یک قرض الحسنه که قاعدتا وظیفه اش از روی نامش مشخص است ،آنهم در سال اصلاح الگوی مصرف عادلانه است؟

3) سفرهای مداوم مدیران و معاونان برخی مجموعه های فرهنگی ، آنهم در سطح مدیر کل و تقریبا بدور دنیا و حتی روز عاشورا به خارج از کشورتا چه اندازه ضرورت داشته است. خروجی این سفرها در مقابل هزینه های چند صد میلیونی چه بوده است؟

4)برگزاری دهها جشنواره موازی با هزینه های چند صد میلیونی و با محوریت موضوعی مشابه،شرکت کنندگان مشابه ،داوران مشابه و حتی خروجی مشابه چه دلیلی جز اسراف و پر شدن جیب یک عده معلوم الحال و اتفاقا مشابه داشته است؟

5)آموزش و پرورش در این زمینه تا چه اندازه در فرهنگ سازی برای کودکان موفق بوده و تا چه اندازه در این زمینه ایده های نو و بدون شعار ارائه داده است؟آیا در این یک سال توانسته ایم حساسیت اصلاح الگوی مصرف را برای کودکان تشریح کنیم؟رسالت آموزش و پرورش در این مسئله بسیار سنگین است و حتی این آموزش می توانست به جمع خانواده ها هم انتقال داده شود.تا چه اندازه موفق بوده ایم؟
آموزش و پرورش با همکاری سایر دستگاهها با یک اقدام قابل تقدیر برای جلوگیری از انتشار آنفلوآنزای نوع A سنگ تمام گذاشت برای اصلاح الگوی مصرف چه کرد؟!

6)تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر که با مخاطب عام در ارتباط است چند درصد برنامه های روزانه خود را به این مسئله اختصاص داده است؟البته تا آنجا که یادمان است پس از فرمایشات مقام معظم رهبری ،صدا و سیما خوب عمل کرد ولی ناگهان این برنامه ها هم رها شدند و صدا و سیما هر از چند گاهی به این مقوله می پردازد.فضای سریالها را هم که در نظر بگیریم بیشتر ترویج اسراف است تا پرهیز از اسراف.

کلام آخر:
سال در حال پایان است.آیا می توانید گزارشی عملیاتی، نه شعاری برای یک فرصت یکساله در زمینه اصلاح الگوی مصرف ارائه دهید؟هر چند که اصلاح الگوی مصرف زمان مشخص و محدودی ندارد ...
چند درصد مدیران از دریافت پاداشهای چند میلیونی و حتی چند صد میلیونی آخر سال و خرج کردن بدون هدف باقی مانده بودجه آخر سال پرهیز می کنند؟...
از سفرهای خارجی غیر ضرور تا هزینه میلیاردی برای ساخت فیلمی موهن