داخلی
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۷
"بهمني" بر تحليلها
بيژن مقدم
روز 22 بهمن تاريخي را پشت سر گذاشتيم. براي مردم، مثل هميشه تجديدخاطره و پيماني بود با امام، شهدا، انقلاب، نظام و رهبري. گرچه مروري بر تلاشها و نوع برخورد دشمنان انقلاب خالي از لطف نيست.
ميدانيم كه رسانههاي تبليغي آمريكا، انگليس و اسرائيل از قبل ميكوشيدند اين «فرصت» را به «تهديد» مبدل كنند و در اين راه از ارائه تحليلهاي متناقض و كم مايه بهرهها جستند، اما حضور ميليوني و يكپارچه مردم در سراسر كشور بهت و سردرگمي آنان را چنان رقم زد كه برخي گويا دچار هذيانگويي شدند، برخي به ياس و سرخوردگي خود اعتراف كردند و برخي از سر عدم شناخت واقعيتها اعلام كردند، ما پيروز شديم!
به عنوان نمونه يكي نوشت: به راهپيمايان 80 تا 100 هزار تومان در همان راهپيمايي پول دادند.
ديگري ادعا كرد: مردم به عشق سانديس و كيك و شيركاكائو آمده بودند.
سومي كه ادعاي روشنفكري هم ميكند، اعلام كرد: اين جمعيت كه ديديد ما بوديم، اما چون بيسر و صدا آمده بوديم كسي نفهميد!
آن تحليلگر برجسته! هم مدعي شد: چرا احمدينژاد پس از سخنراني از مردم ترسيد و با هليكوپتر مراسم را ترك كرد! (غافل از اين كه رئيسجمهور مانند مردم و در ميان مردم خود را به مراسم رسانده بود).
محسن سازگارا كه هدايت عملياتي جريان ضدانقلاب در خارج از كشور را سعي ميكند برعهده بگيرد و در شبكه تلويزيوني VOA مرتبا حضور مييابد نيز در تاريخ 7 بهمن گفت: «در راهپيمايي 22 بهمن با آمدن به خيابان در واقع نمايش قدرت ميدهيم و به دنبال فلجسازي حكومت، مشروعيتزدايي و ايجاد شكاف در حكومت و پايين كشيدن دولت هستيم. اين كه در 22 بهمن ميتوانيم مراكز قدرت را بگيريم و كارشان را تمام كنيم موضوعي است كه بعد به آن ميپردازم.»
افزون بر آن مهندس موسوي چند روز قبل از راهپيمايي به صراحت دعوت و اعلام كرده بود: «در روز 22 بهمن بايد با حفظ «هويت» حضور داشته باشيم و سعي كنيم با رفتار خود اثرگذار باشيم.» عطاءالله مهاجراني نيز قبل از راهپيمايي وعده داده بود: «امسال و اين بهمن، سال ديگر و بهمن ديگري است. بهمني كه دنيا را مبهوت ميكند... مردم بايد با حضور مشخص و با «هويت» ممتاز خويش نشان دهند كه شعار نفي استبداد همچنان شعاري زنده است. 22 بهمن براي جنبش سبز فرصت ديگري است.»
مهاجراني اما، پس از راهپيمايي از در ديگري وارد شد و با پذيرش شكست نوشت: «برخي گمان ميكردند 22 بهمن نظام جمهوري اسلامي سقوط ميكند و آن برخي، جشن پيروزي برگزار ميكنند... اما اكنون ديدند نه تنها چنين اتفاقي نيفتاد، بلكه نظام.... توانست نشان دهد كه از پشتوانه مردمي و ملي برخوردار است و اكنون دوستان مبهوت و دمغ شدهاند.» اين بهت و دمغ شدن را در تحليل ديگر تحليلگران جنبش به اصطلاح سبز بوضوح ميتوان ديد. در كنار آنها كه از سر«مستي» اعلام پيروزي كرده بودند، كسان ديگري اين شكست را توجيه كردند و نوشتند: «بايد اين واقعيت را بپذيريم كه روز 22 بهمن 1388 جنبش سبز شكست تاكتيكي داشته است و از نظر سازماندهي و رهبري و تشكيلات بسيار ضعيف است.»
بررسي همه اين تحليل هاي متضاد نشان ميدهد كه اين جنبش تا امروز رهبران زيادي به خود ديده است ،رهبراني كه قصد داشتند با طراحي تاكتيك «اسب تروا» عملياتي غافلگيرانه انجام دهند. اما وقتي 22 بهمن گذشت و روسياهي به ذغال ماند، با انتشار تحليلي ديگر، اعتراف كردند، اشتباهي بزرگ را مرتكب شدهاند و نبايد به جاي رهبري اصلي جنبش! به مردم رهنمود غلط ميدادند. (اعتراف ابراهيم نبوي). در حالي كه همين مردم و حتي اندك هواداران اين جريان نيز- به توصيه حضور با هويت جمعي و مشخص از سوي رهبر به اصطلاح جنبش هيچ وقعي ننهادند.
معناي اين سخن، چنين نيست كه ميليونها زن و مرد حاضر در راهپيمايي 22 بهمن در سراسر كشور همه داراي يك فكر و سليقه بودهاند، بلكه قدر مشترك آنان عشق به انقلاب، امام، رهبري و جمهوري اسلامي بوده است و به همين دليل هويت جمعي آنان در سايه اين «اشتراك ديدگاه» شكل گرفت تا دست ردي باشد بر سينه همه كساني كه در مقابل مردم به دنبال «هويت»سازيهاي جعلي بودند.
بايد به اين هوشياري و خودآگاهي مردم آفرين گفت كه هم نقشه حساب شده تفرقهافكنان داخلي و خارجي را نقش بر آب كرد و هم بهمني ديگر و 22 بهمني متفاوت و تاريخي به ثبت رساند: اينك بماند كه تحليلگران بي اطلاع از مردم و واقعيت ها، هم دمغ شدند و هم مايوس.
- بيژن مقدم