داخلی
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۷
جايگاه منحصر به فرد انقلاب ايران در تحولات مصر
عباس محمدنژاد
انقلاب مردم مصر در مدت بسيار كوتاهي پس از حركت مردم تونس براي سرنگوني حكومت بنعلي به وقوع پيوست و اعتراض هر دو ملت به ديكتاتوري حاكم بر مصر و تونس علت اصلي انقلاب مردمي بوده است، اما زمينههاي بروز و ظهور انقلاب در اين دو كشور و ريشههاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و حتي فرهنگي آنها تفاوتهايي نيز با هم دارند كه بررسي آن مجال ديگري ميطلبد.
اصرار بر تغيير و دگرگوني وجه مشترك همه انقلابهايي است كه در طول تاريخ به وقوع پيوسته است. هر چند ميتوان وجوه مشترك ديگري را بين برخي انقلابها يافت، اما همه انقلابها از يك يا چند عنصر منحصر به فرد نيز برخوردارند.
انقلاب مردم مصر در مدت بسيار كوتاهي پس از حركت مردم تونس براي سرنگوني حكومت بنعلي به وقوع پيوست و اعتراض هر دو ملت به ديكتاتوري حاكم بر مصر و تونس علت اصلي انقلاب مردمي بوده است، اما زمينههاي بروز و ظهور انقلاب در اين دو كشور و ريشههاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و حتي فرهنگي آنها تفاوتهايي نيز با هم دارند كه بررسي آن مجال ديگري ميطلبد.
اما آنچه وضعيت و سرانجام انقلابهاي مصر و تونس را پيچيده و مبهم ميكند، فقدان يك رهبر و يك شخصيت كاريزماست تا مخالفان در محوريت او سازماندهي و رهبري شوند.
با وجودي كه در تونس راشد الغنوشي پس از سالها تبعيد به عنوان رهبر حزب نهضت تونس كه مهمترين حزب اسلامي اين كشور محسوب ميشود، به كشور بازگشته اما او بندرت در دوران تبعيد ارتباطي با آحاد مردم داشته، از اين رو نميتوان او را رهبر انقلابيون ناميد هر چند اين احتمال وجود دارد در تحولات سياسي جديد اين كشور جايگاهي نيز به او اختصاص داده شود.
در مصر، محمد البرادعي از چندي پيش و براي رقابت با حسني مبارك تلاشهايي را براي به قدرت رسيدن آغاز كرده بود، اما او جايگاه چنداني بين مردم اين كشور ندارد و به هيچ وجه نميتوان او را رهبر يك حركت مردمي قلمداد كرد.
اما انقلاب اسلامي در ايران يكي از كاملترين انقلابهايي است كه هم از نظر داشتن يك رهبري قوي و مورد قبول همه انقلابيون و هم دارا بودن صبغه ديني و مذهبي و انسجام حركت انقلابي پس از پيروزي انقلاب منحصر به فرد است. امام خميني تواما نقش ايدئولوژيك انقلاب، فرماندهي انقلاب و معمار انقلاب را همزمان ايفا ميكردند.
ايشان نقش عمدهاي در پيروزي انقلاب اسلامي، تاسيس و تثبيت نظام جمهوري اسلامي، حل اختلاف جناحهاي سياسي، مقابله با ضد انقلاب داخل و خارج و بسيج عمومي در مواقع ضروري بويژه در دوران 8 سال دفاع مقدس داشتند.
امام در يك دوره 15 ساله ايدئولوژي نهضت را براساس دين اسلام تدوين و ترسيم و همزمان مبارزه با رژيم طاغوت را تا سرنگوني آن رهبري كردند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز ايشان در يك فرصت 11 ساله از 22 بهمن 57 تا 14 خرداد 68 نظام جمهوري اسلامي را بنيان گذاشته و انقلاب را هدايت كردند. امام خميني به عنوان يك رهبر مذهبي و بلامنازع و كاريزماتيك، مورد قبول تمامي اقشار مردم و گروههاي سياسي جامعه بودند.
امام پس از پيروزي انقلاب در كمتر از 50 روز تشكيل نظام سياسي جديد را به همهپرسي گذاشتند، سپس تحت رهبري مدبرانه ايشان قانون اساسي مصوب نمايندگان منتخب مردم در مجلس خبرگان به همهپرسي گذاشته شد و به اين ترتيب يك نظام اسلامي دموكراتيك در جهان پديد آمد كه همه ساختارها و مقامات عاليرتبه آن با راي مستقيم مردم برگزيده ميشوند.
امام خميني در ابتداي پيروزي انقلاب به عنوان رهبر و بنيانگذار جمهوري اسلامي نه تنها اداره امور و سامان يافتن همه چيز در چارچوب قانون را به خوبي هدايت كردند بلكه در لحظههاي بحراني نيز نقش تاريخي خود را ايفا كردند.
عزل بنيصدر اولين رئيسجمهور ايران پس از راي مجلس مبني بر عدم كفايت سياسي وي و پذيرش قطعنامه 598 و قبول آتشبس ميان ايران و عراق از جمله اقدامات ايشان است كه در بحرانيترين شرايط كشور اتخاذ شد. و در نهايت اين كه سالها پس از رحلت ايشان نيز راه و آرمانهاي او همچنان سرلوحه حركت انقلاب قرار دارد.
عباس محمدنژاد