داخلی
سه شنبه ۱۵ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۲۹
15 دانشجوي دختر در دام دزد حرفه اي
این دزد حرفهای در یکی از دزدیهایش همراه نامزد خود به دانشگاه رفت تا توطئه خود را اجرا کند.
اول اسفندماه سال 88 دختر جوانی به حراست دانشگاه شهیدبهشتی مراجعه کرد و خبر از سرقت لپتاپ، تلفن همراه و وسایل شخصیاش داد. وی گفت: در آموزشگاه دانشکده بهداشت بودیم.
کلاس داشتیم و من وسایل شخصیام را در کنار کتابخانه گذاشته بودم. ساعتی بعد وقتی سراغ کیفم رفتم متوجه شدم به سرقت رفته است. داخل آن لپتاپم که مطالب محرمانه، عکسهای خصوصی، پول و تلفن همراهم بود، را دزدیده بودند. وی افزود: داخل تلفن همراهم عکسهای خانوادگی و فیلمهای شخصی بود که میترسم مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
پس از اظهارات این دختر دانشجو، ماموران حراست موضوع این سرقت را به ماموران کلانتری 163 ولنجک اطلاع دادند. در حالیکه جستوجوی ماموران برای بازداشت دزد دانشجویان آغاز شده بود، چند دختر دانشجوی دیگر به حراست دانشگاه مراجعه کردند و خبر از سرقت لپتاپ، پول، تلفن همراه، عابر بانک، کارت اهدای عضو، ساعت مچی و کارت الکترونیک خرید کتاب دادند.
با افزایش این سرقتها، 2 فرضیه پیش روی پلیس قرار گرفت؛ نخست اینکه سرقتهای زنجیرهای از سوی یکی از دانشجویان صورت میگیرد و دوم اینکه دزد سریالی با عنوان اینکه دانشجوست وارد دانشگاه میشود و دست به سرقت میزند. بدین ترتیب رفت و آمد دانشجویان تحت کنترل قرار گرفت و در قدم بعدی مسؤولان دانشگاه دوربین مداربسته دانشگاه را مورد بازبینی قرار دادند و متوجه مرموز بودن پسر جوانی شدند که در ساعتهای خلوت وارد دانشگاه میشد.
این در حالی است که یکی از مالباختهها عنوان کرد وقتی در کتابخانه دانشگاه مشغول درس خواندن بوده، دختر جوانی را دیده که رفتارهای مرموزی داشته است. همزمان با خروج دختر مرموز از کتابخانه، پسر دیگری وارد کتابخانه شده و خود را دانشجوی رشته پزشکی معرفی کرده و پس از رفتن این پسر، دختر دانشجو متوجه سرقت کیف خود شده است.
با این سرنخ، چهره این پسر در دوربین مداربسته دانشگاه شناسایی شد و در بازرسی از بانک اطلاعات مجرمان روشن شد که وی منوچهر نام داشته و یکسال پیش به اتهام جیببری دستگیر و پشت میلههای سلول افتاده است. با شناسایی دزد دانشگاهها، وی در دهم اسفندماه سال 88 زمانی که وارد دانشگاه شد از سوی مسؤولان حراست دستگیر شد. در بازرسی از کیف این دزد، چند عدد عابر بانک که متعلق به دختران دانشجو بود، چند فلش (کارت حافظه) و کارت اهدای عضو متعلق به دانشجویان کشف شد. وی پس از دستگیری در کلانتری به سرقت از 15 دختر دانشجو اقرار کرد و وقتی در برابر بازپرس شمسالدین از شعبه هفتم دادسرای شمیرانات ایستاد، گفت: یکسال پیش به اتهام جیببری دستگیر شدم و پس از آزادی از زندان با دختر مورد علاقهام نامزد کردم.
سپس برای تامین هزینه جشن عروسی و ازدواج، نیاز به پول داشتم. تصمیم گرفتم بهعنوان دانشجوی پزشکی وارد دانشگاه شهید بهشتی شوم و از دانشجویان سرقت کنم تا بتوانم برای همسرم جشن عروسی بگیرم. وی اظهارداشت که همه سرقتها را به تنهایی انجام داده و نامزدش از ماجرای این دزدیها اطلاعی نداشته است. این دزد اظهار پشیمانی کرد و گفت که حاضر است همه پول و وسایلی که دزدیده است را به مالباختهها بازگرداند. پس از اقرار این دانشجوی قلابی، وی روانه زندان شد و تحقیقات درباره جرائم احتمالی دیگر این مجرم سابقهدار ادامه دارد تا زوایای پنهان پرونده آشکار شود.