درسهایی از نیروگاه بوشهر
عباس حاجی نجاری
۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۲
خبر آغاز سوختگیری نیروگاه اتمی بوشهر در 21 ماه اوت(30مرداد) از سوی شرکت روس اتم سازنده نیروگاه بوشهر، یکبار دیگر موضوع فعالیتهای هستهای ایران را در معرض توجه رسانههای جهانی قرار داد.
روسیه با اعلام این خبر نشان داد که بالاخره توانست از چنبره فشارهای هژمونیک امریکا و دیگر کشورهای غربی رهایی یافته و هنوز قادر به اتخاذ تصمیم مستقل از نظام تصمیمسازی غرب است و ایران نیز با عملی شدن این گام ثابت کرد که قادر است اراده خود را بر کشورهای نظام سلطه تحمیل کند و در اوج تحریمها مطالبات دیرینه خود را تحقق بخشد.
به دلیل پیچیدگی تحولات جهانی، اگرچه هنوز میتوان نسبت به راهاندازی نیروگاه بوشهر در موعد مقرر تردید داشت و این گمان را از ذهن گذراند که روسها شاید برای گرفتن امتیاز دیگری از غرب در راهاندازی این نیروگاه همچون گذشته تأخیر کنند، اما به نظر میآید دراین روند روسها عرصههای دیگر را برای چانهزنی انتخاب و در نهایت برای اطمینان خاطر سایر کشورها که نسبت به توان و صداقت روسها در انجام تعهدات بینالمللی تردید پیدا کردهاند، نیروگاه بوشهر را عملیاتی کند.
اما نیروگاه بوشهر از زمان انعقاد قرارداد ساخت تا راهاندازی آن یک حدنصاب جهانی را نیز برای خود به ثبت رسانده است. چرا که قرارداد ساخت آن در اوایل دهه 50 هجری شمسی با آلمانها منعقد و فونداسیونهای آن قبل از انقلاب ایجاد و حتی بخشی از تجهیزات آن نیز به ایران حمل شده بود، ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بهدلیل نگرانی غرب از پیشرفت و توسعه ایران و تثبیت موقعیت انقلاب اسلامی در جهان و البته به بهانه جنگ تحمیلی، آلمانها از ادامه ساخت آن سر باز زدند و نهایتاً بعد از پایان جنگ ایران، قرارداد تکمیل آن با روسها منعقد شد که به دلیل کارشکنیهای غربیها و بدقولی روسها و دلایل پیش گفته، راهاندازی آن تاکنون به تأخیر افتاده است.
در سالهای اخیر و بهرغم قطعنامههای مختلف تحریم که توانمندی هستهای و صنعتی ایران را هدف گرفته است، بهدلیل پافشاری ایران مبتنی بر قواعد و مقررات بینالمللی، اگرچه بهانهجویی و مسألهسازی غربیها در عرصههای دیگر ادامه دارد، روسها ناچار به راهاندازی نیروگاه بوشهر شدهاند. در پی اعلام خبر سوختگذاری، واکنش امریکاییها و غربیها نسبت به اعلام این خبر متفاوت بود. در حالی که برخی از رسانهها نظیر فاکسنیوز این خبر را نشانه پیوستن ایران به باشگاه قدرتهای هستهای جهان دانسته یا آسوشیتدپرس آن را نشانه توفیق ایران در برابر فشارهای غرب برای توقف برنامههای غنیسازی اورانیوم اعلام کرده است و حتی جان بولتون نماینده پیشین امریکا در سازمان ملل، آن را نشانه شکست یک دهه سیاست خارجی امریکا میداند، اما مسئولان کاخ سفید با تظاهر به اینکه از قبل نسبت به راهاندازی این نیروگاه خبر داشتند، اینگونه القا میکنند که با راهاندازی نیروگاه و تأمین سوخت آن، دیگر نیاز به ادامه فعالیتهای غنیسازی در ایران نیست.
پایگاه اینترنتی والاستریت ژورنال نیز با انعکاس خبر بارگذاری نیروگاه اتمی بوشهر مدعی میشود مقامات ارشد امریکا میگویند که در ماههای اخیر رضایت دادهاند که روسها نیروگاه بوشهر را راهاندازی کنند تا آنها بتوانند حمایت مسکو را درباره دور چهارم تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل در ماه ژوئن(قطعنامه 1929) جلب کنند.
فارغ از کارشکنیها و توافقات پیدا و پنهان بر سر راهاندازی نیروگاه بوشهر، این اقدام اگرچه نمایانگر غلبه عزم و اراده ملی مردم و دولتمردان ایران بر تضییقات و فشارهای بینالمللی است، اما تأکید بر این نکته ضروری است که ایران سالها قبل با غنیسازی اورانیوم و تولید میلههای سوخت به باشگاه قدرتهای هستهای جهان پیوسته است و بهرغم ادعاهای کاخ سفید و دولت فرانسه در مورد عدم ضرورت تداوم غنیسازی درایران، عملکرد غرب در عدم تأمین سوخت مورد نیاز رآکتور تهران که اتفاقاً برای تأمین رادیوداروهای موردنیاز بیماران و دیگر نیازها پزشکی به کار میرود و ضروریتر از تأمین سوخت نیروگاههای تولید انرژی است، نشانگر این است که ایران اگر میخواهد تأمین سوخت نیروگاه بوشهر، همچون رآکتور تهران، دچار بازیهای سیاسی و فشارهای بینالمللی نشود، باید روند غنیسازی را ادامه دهد، چرا که هم پشتوانه نیروگاه بوشهر است و هم سوخت دیگر نیروگاههای در حال ساخت ایران تأمین میشود و هم زمینهای برای ورود ایران به بازار فروشندگان سوخت هستهای خواهد بود.