نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » سياسی

رفتار اصولگرايانه !

مهدي فضائلي

۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۲

انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي بدون ترديد و به‌دلايل مختلف، اگر مهمترين انتخابات جمهوري اسلامي ايران نباشد، حتما جزو مهمترين انتخاب‌هاست. هدف راهبردي تعيين شده دشمنان در اين مقطع که با تمسک به ترفندهاي مختلف در پي تحقق آن هستند، تبديل اين فرصت به تهديد است و تحقق اين هدف راهبردي را با سناريوهاي مختلف دنبال مي‌کنند، اگر بتوانند با کاهش مشارکت مردم در انتخابات و اگر نتوانند حتي در صورتي که مشارکت چشمگير و گسترده باشد، مانند آنچه در انتخابات سال 88 رخ داد


 انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي بدون ترديد و به‌دلايل مختلف که اين يادداشت درصدد پرداختن به آنها نيست، اگر مهمترين انتخابات جمهوري اسلامي ايران نباشد، حتما جزو مهمترين انتخاب‌هاست. 

هدف راهبردي تعيين شده دشمنان در اين مقطع که با تمسک به ترفندهاي مختلف در پي تحقق آن هستند، تبديل اين فرصت به تهديد است و تحقق اين هدف راهبردي را با سناريوهاي مختلف دنبال مي‌کنند، اگر بتوانند با کاهش مشارکت مردم در انتخابات و اگر نتوانند حتي در صورتي که مشارکت چشمگير و گسترده باشد، مانند آنچه در انتخابات سال 88 رخ داد، اما جمهوري اسلامي ايران و رهبري آن، چه در دوران امام راحل (ره) و چه در زمان زعامت حضرت آيت ‌الله خامنه‌اي، مشارکت گسترده را به عنوان يک اصل مورد تأکيد قرار داده و زمزمه‌هاي «مشارکت مديريت شده» يا «مشارکت مطمئن» که برخي مدعيان امروز مردم از گذشته آن را پيشنهاد مي‌کردند فرصت خارج شدن از برخي گفت‌وگوهاي محفلي پيدا نکرد.

طراحي‌هاي دشمن براي سوء استفاده از مشارکت گسترده هم نتوانسته و نخواهد توانست اين راهبرد نظام را با ترديد روبه‌رو کند.

طبعاً مشارکت گسترده مردم، الزاماتي دارد که رقابت قانونمند بين همه جريان‌هاي پايبند به مباني نظام آن‌گونه که در قانون اساسي تعريف شده است، جزو مهم‌ترين آنهاست.

از اين منظر، رقابت بين جبهه پايداري و جبهه متحد به‌رغم اشتراکاتي که دارند، نه تنها مذموم نيست بلکه قابل دفاع هم هست.

حضور سلائق مختلف اصولگرايان در کنار اصلاح‌طلبان پايبند به قانون اساسي، مستقلين و حاميان دولت، يکي از ترفندهاي دشمن مبني بر القاء رقابتي نبودن انتخابات را با شکست روبه‌رو مي‌کند، چرا که الان فقط يک جريان حضور ندارد و نبايد هم داشته باشد، آن‌هم جريان ساختارشکن و ضد نظام و نه منتقد است. در اين باره گفتني‌هاي ديگري هم هست که شايد در آينده به آن بپردازيم.

نکته اصلي که اين نوشتار در صدد تمرکز بر آن است، اشاره به يک مدل اخلاق‌مدار و اصولگرايانه رقابت بين اصولگرايان است.

از جمله آسيب‌هاي شناخته شده در مورد تحزّب در ايران، «دعوت به خود، به جاي دعوت به خداست».

اين مساله در غرب اساسا مفهوم ندارد، چرا که احزاب غربي صراحتا دستيابي به قدرت آن هم با هر وسيله‌اي را مجاز مي‌دانند و تصاحب قدرت در غرب با هدف کسب حداکثر منافع مادي براي زندگي در همين دنيا و به هر شکل ممکن است، اما در جامعه اسلامي، هدف از تشکّل و نه الزاما حزب با مفهوم غربي آن، انجام تکليف الهي براي خدمت با هدف تامين منافع مادي و سعادت اخروي مردم است.

البته مي‌پذيريم که اين هدف در عمل با چالش‌هاي زيادي روبه‌رو بوده و هست.شنيده مي‌شود که جبهه پايداري و جبهه متحد اصولگرايي هر کدام مي‌خواهند (حداقل در تهران) ليست مستقل ارائه کنند.

اگر مفهوم اين عبارت آن باشد که اين دو جبهه فهرست مورد نظر خود را با يکديگر هماهنگ نمي‌کنند، اشکالي به آن وارد نيست اما اگر منظور از ليست مستقل آن باشد که اگر فردي (ولو اصلح براي مجلس) در ليست طرف مقابل بود، چون در آن جبهه است ما او را در ليست خود نمي‌گذاريم، عدول از اصولگرايي و فرو افتادن در ورطه قبيله‌گرايي است.

يک جزء از مدل اخلاقي مورد نظر اين است که اين دو جبهه، بهترين‌هاي اصولگرا را صرف‌نظر از اين که در جبهه پايداري هستند يا متحد يا به کدام نزديکترند در فهرست خود قرار داده و از او حمايت کنند.

بازخواني رفتار حزب جمهوري اسلامي و خصوصاً مرحوم شهيد بهشتي در انتخابات رياست جمهوري دوم و معرفي شهيد رجايي به عنوان رييس‌جمهور، در حالي که او عضو حزب نبود و رقباي او از اعضاي شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي بودند، مي‌تواند در اين مقطع مفيد باشد.

البته اين مدل اجزاي مهم ديگري هم دارد که انتظار مي‌رود اصولگرايان با در نظر گرفتن همه آنها رقابتي پرشور و در عين حال اخلاق‌مدار را سامان دهند.

مهدي فضائلي