داخلی
يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۶
خبرنگاران از پشت عینک چهرهها "به بهانه روز خبرنگار"
ما صادقیم، شما چطور ؟!
خبرنگاری شغلی شریف، پردردسر و دردسرساز است. اگر خبرنگاران نبودند مردم با هم در صلح و آشتی زندگی میکردند
میگوید ضبط صوت را خاموش کنید تا بگویم. «خبرنگاری شغلی شریف، پردردسر و دردسرساز است. اگر خبرنگاران نبودند مردم با هم در صلح و آشتی زندگی میکردند» و بلند میخندد. به راستی مسؤولان، ستارههای سینما و ورزشکاران، خبرنگاران را چگونه دیدهاند. اگر خبرنگاران نبودند چه اتفاقی میافتاد. یافتن نظر دیگران درباره خودمان نهتنها به شجاعت بلکه به مهارت ویژهای نیاز دارد. خودتان را به جای چهرهها بگذارید و به جای آنها به این پرسش پاسخ دهید و بعد دیدگاه آنها را بخوانید. اینگونه به پاسخهای غیرق
محافظ یکی از مسؤولان در حالی که تلاش میکرد خبرنگاران و عکاسان را به رعایت فاصله ایمنی با او وادارد، میگفت: «چه خوب میشد اگر خبرنگاران نبودند». این دقیقا همان حس متقابلی است که خبرنگاران هم نسبت به محافظها دارند. اما خود مسؤولان و چهرهها چه؛ آنهایی که محبوبیت یا منفور شدنشان را مدیون خبرنگاران هستند و آنهایی که نمیتوانند حقوق میلیونیشان را از نگاه مردم دور کنند، نسبت به این صنف چه احساسی دارند؟ مسؤولانی که نسبت به آب خوردنشان هم باید به این جماعت جواب پس بدهند چه؟ با همین افراد البته آنهایی که تلفن ما را پاسخ دادند به گفتوگو نشستیم و از آنها درباره خودمان پرسیدیم؛ درباره خبرنگاران و اینکه اگر نبودند چه میشد. هرچند مهدی کوچکزاده، نماینده مردم تهران، به بیان خود به «وطنامروز»یها اعتماد دارد اما از آنجا که کار از محکم کاری عیب نمیکند ترجیح میدهد او هم مکالمهاش با ما را ضبط کند. این نکته ساده میتواند تلنگری برای من و شما که مهندسان اذهان عمومی هستیم، باشد. گاهی شیطنتهایمان در نوشتار موجب چنین برخوردهایی میشود که چندان هم خوشایند نیست. کوچکزاده ضمن تبریک روز خبرنگار به همه کسانی که در این عرصه سخت و پرمخاطره انجام وظیفه میکنند، دیدگاهش درباره خبرنگاران را چنین بیان میکند: «ارزیابی و قضاوت درباره خبرنگار بسیار سخت است. با بیتوجهیهای صورت گرفته در این صنف هرکسی بهراحتی وارد این عرصه میشود، با هر میزان سواد، ادب و معرفت ضبط صوتی در دست میگیرد و از افراد سوال ميکند. این امر موجب شده مجموعه خبرنگاران به نحو آزاردهندهای آلوده شود. در این میان کسانی از این بیتوجهیها استفاده کرده و وارد این عرصه شدهاند. چهبسا برخی خبرنگارنماها سربازان دشمن در جبهه جنگ نرم شدهاند». او در ادامه به نکته قابل توجهی اشاره میکند: «اگر قبول کنیم جنگی تحت عنوان جنگ نرم علیه ما و مقدسات انقلابمان به راه افتاده است و اگر بپذیریم اصلیترین ابزار این جنگ رسانهها هستند، این را هم باید بپذیریم که خبرنگاران میتوانند مجموعهای برای استفاده یا سوءاستفاده دشمن در این جبهه قرار بگیرند. متاسفانه کاری برای حفظ قداست مجموعه کاری خبرنگاران نشده و دشمن توانسته با نفوذ در این لباس، چهره این کار مقدس و سخت را آلوده کند. من در روز خبرنگار پیشنهاد میدهم همانگونه که در مجموعه پزشکان سازمان نظام پزشکی موظف به رسیدگی به خطاهای پزشکان متخلف و فاسد است، در مجموعه خبرنگاران هم تشکیلاتی بهوجود بیاید که خود را موظف بداند قبل از قضایی شدن مشکلات به رفتارهای دون شأن خبرنگاری که از سوی برخی افراد نفوذی در این لباس سر میزند، رسیدگی کنند».
خاطرهای تلخ
بیشک ذهن چهرههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... پر از خاطرات و تعاملاتی است که به واسطه شغلشان با خبرنگاران دارند. کوچکزاده به یکی از این خاطرات اشاره میکند: «هستند خبرنگارانی که از صمیم قلب دوستشان دارم گرچه هیچ ارتباط کاری با من ندارند. در میان جمع خبرنگاران شهید صادق نیلی که در راه انجام وظیفه مقدس خبرنگاری به شهادت رسید یکی از آن عزیزان بود. زمان تشییع جنازه نیلی و دوستانش با یکی دیگر از نمایندگان مجلس هفتم جزو نخستین کسانی بودیم که برای عرض تسلیت به خبرگزاریها و روزنامهها رفتیم. در خبرگزاری ایسنا هرزهای که لباس خبرنگاری را دزدیده بود و امروز در انگلستان برای اربابانش دم تکان میدهد، با دیدن ما اعتراض کرد که به شما چه ربطی دارد به اینجا آمدهاید! البته پاسخ دندانشکنی هم از مسؤول وقت جهاد دانشگاهی، دکتر منتظری دریافت کرد. این خاطره تلخی است از حضور افرادی نالایق و ناشایست که در این عرصه جا خوش کردهاند». اگر مادر نبود عاطفه رنگی نداشت، اگر نانوا نبود دیگر نانی پخت نمیشد، اگر خیاط نبود لباسی در کار نبود، اگر پزشک نبود درمان معنایی نداشت، اگر مهندس نبود صنعت پیشرفتی نداشت و هزاران اگر دیگر که اگر علتی نبود معلولی هم وجود نداشت. به راستی اگر خبرنگار نبود چه میشد؟ کوچکزاده در پاسخ به این سوال میگوید: «اگر خوبانتان نبودند که مصیبت میشد چرا که همه عرصه به دست افراد فاسد میافتاد و اگر بدها نبودند اذهان عمومی ملت ایران این همه مصیبتهایی که از سوی مزدوران جبهه جنگ نرم تحمل کرد را دچار نمیشد».
مرد کنکور
دکتر حسین توکلی، معاون سازمان سنجش آموزش کشور که روزهای پرمشغله آزمون سراسری را پشت سر گذاشته، از تعامل حوزه کاریاش با خبرنگاران چنین میگوید: «تا به امروز از همکاری صمیمانه و صادقانه و بسیار خوب خبرنگاران در بخشهای مختلف خبری بهرهمند بودیم. این سختکوشان در زمینه اطلاعرسانی در آزمونهای ورودی مانند همیشه خوش درخشیدند و ضمن تبریک روزشان از همکاری این عزیزان که با صداقت و لیاقت کامل اطلاعات مورد نیاز را به صورت مختلف به گوش داوطلبان میرسانند کمال تشکر را داریم». او بخشی از موفقیت سازمان سنجش در برگزاری آزمونهای ورودی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و حتی آزمونهای بینالمللی را مرهون زحمات خبرنگاران میداند که با آگاهی و بینش کافی، صبوری و بردباری نسبت به انتشار اطلاعیهها و اخبار سازمان و اطلاعرسانی آزمون سراسری کوشیدند. به گفته او گرچه شرکتکنندگان در آزمون یکمیلیون و 300هزار نفر اعلام میشوند اما آنها و خانوادههای نگرانشان بیش از 5تا 6 میلیون نفر جمعیت را دربر میگیرند که از اطلاعرسانی خبرنگاران بهرهمند میشوند. کلام پایانی دکتر توکلی برای من و شمای خبرنگار: «برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی، تندرستی، موفقیت و عاقبت بهخیری از خداوند متعال دارم و امیدوارم در حرفه بسیار حساس خود موفق و موید باشید».
آینه بیغل و غش
مسعود دهنمکی، کارگردانی است که به زعم کارهای هنری پرسر و صدای خود با خبرنگاران تعامل زیادی داشته و روزگاری در زمره همین گروه قرار داشت. او در برقراری ارتباط با قشر خبرنگار کمی محتاط است و در درجه اول، صداقت خبرنگار را مهم میداند. دهنمکی در این باره میگوید: «نخستین توقعی که از خبرنگار میرود، صداقت است. خبرنگار میتواند آینه بیغل و غش جامعه باشد؛ نه محدب و نه مقعر. وقتی خبرنگار از چارچوب رسالت حقیقی خود خارج میشود، به دام ژورنالیسم جناحگرا میافتد. آن هنگام میتوان گفت این آینه زنگار گرفته است. اگر در رفتار عمومی مردم کمی دقت کنید، متوجه میشوید آنها در برابر آینه صاف خود را پیرایش میکنند و کمتر کسی مقابل آینههای شکسته، زنگار گرفته و مقعر خودش را آراسته میکند». کارگردان پرفروشترین فیلم سینمای کشور یعنی همان «اخراجیها» در ادامه توصیهای به خبرنگاران میکند: «حضرت علی (ع) میفرمایند؛ فاصله حق و باطل فاصله گوش تا چشم است یعنی شنیدن تا دیدن. از آنجا که همه قدرت دیدن ندارند توقع میرود که خبرنگار دیدهها را روایت کند نه شنیدهها را. هیچ صنفی مطلق نیست؛ در هر صنفی مثبت و منفی دیده میشود، خبرنگاران هم مصون از این دستهبندی نیستند اما عموما کار سختی برعهده آنهاست و از آنجا که گاهی خبرنگار به حوزه قضاوت نزدیک میشود باید محتاط و بیقصد و غرض قلم به دست بگیرد».
آقای تیم امید
خبرنگاران حوزه ورزش حوزه داغ و پرهیجانی دارند. حضور خبرنگاران در همه حوزهها محسوس است اما در این عرصه کمی جنجالبرانگیزتر است. شاغلام، محبوب شیرازیها یا همان غلامحسین پیروانی، سرمربی تیم ملی امید مانند همیشه با خوشرویی و با لهجه شیرینش به ما پاسخ میدهد و درباره خبرنگاران چنین میگوید: «نقد بازیها شامل همه تیمها از جمله تیم ما میشود که این کار علاوه بر کارشناسان امر ورزش برعهده خبرنگاران هم هست اما نقدهای خبرنگاران در 2 حالت صورت میگیرد؛ عدهای که خداترسند، فقط واقعیت را منعکس میکنند. خبرنگاران از این دست فوقالعاده دوستداشتنیترند و امیدوارم به دلیل همان صداقتشان در انجام رسالت خطیرشان موفق باشند اما حالت دوم توسط خبرنگارانی صورت میگیرد که متاسفانه نقدشان بر اساس واقعیتها نیست بلکه از روی قصد و غرض نوشته یا بیان میشود. این دسته از خبرنگاران مدام در فکر ایجاد موج منفی و به حاشیه بردن تیمها هستند. برای آنها هم دعا میکنیم که هدایت شوند». غلامحسین پیروانی هم مانند دیگران این روز را به جامعه خبرنگاران و اهالی مطبوعات تبریک میگوید و در ادامه میافزاید: «من همیشه مدیون آن دسته از خبرنگارانی هستم که با نقدهای سازندهشان موجب موفقیت ما شدهاند و جا دارد دستانشان را ببوسم. همه ما عیوبی داریم و گل بیعیب خداست اما سفارش امیرالمومنین(ع) را که فرمودند؛ نکات مثبت را بیشتر ببینید باید همه جا آویزه گوشمان کنیم. خبرنگاران حق زیادی بر گردن مربیان و ورزشکاران دارند. اگر آنها نبودند ورزشکاران و حتی خود من به این جایگاه نمیرسیدیم».
خبرنگاران دیروز و امروز
رضا رویگری، بازیگر فعال دیروز و امروز عرصه هنر که به گفته خود روزی را به یاد ندارد که از دست زنگ خبرنگاران در امان باشد، خبرنگاران را اینطور ارزیابی میکند: «از نظر من خبرنگاران 2 دستهاند؛ قدیمی و کارکشته و جدید ومبتدی. خبرنگاران در گذشته در نوشتارشان پختهتر عمل میکردند یعنی کاربلد و حرفهایتر بودند، نقد و بررسیهای جامعی را از کار ما به مخاطبان ارائه میدادند، با هنر بازیگری کاملا آشنا بودند و در کار خود حرفهایتر برخورد میکردند. البته در حال حاضر هم چنین خبرنگاران زبدهای هستند اما کمی نقششان کمرنگ شده است. دسته دوم خبرنگاران امروز را بیشتر قشر دانشجو تشکیل دادهاند که برای آنها احترام خاصی قائلم و سعی میکنم همیشه پاسخگوی آنها باشم چراکه آنها از این کار هزینههای تحصیل و زندگی خود را تامین میکنند اما متاسفانه آنها اطلاعات زیادی در حوزه خبری خود ندارند. بارها خبرنگارانی با من تماس گرفتند و من برای آنها وقت گذاشتم اما آنها کملطف بودهاند و هیچ اطلاعی از کارنامه هنری من یا حتی فیلم و سریال در حال پخشی که بهانه تماس آنها با من شده نداشتهاند. به طور کلی در جریان کار نبوده اند و تنها دبیرشان به آنها چند سوال داده تا از من بازیگر بپرسند. با این وجود هر 2 دسته این قشر زحمت میکشند و برایشان موفقیتهای بسیاری آرزومندم».
شورای شهریها
مهندس مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران معتقد است اگر خبرنگاران نبودند فعالیتهای اجتماعی با مشکل مواجه میشد. او خبرنگار خوب را نیز چنین معرفی میکند: «کسی که در گفتار و نوشتار و خبر تعهد داشته باشد و حفظ امانت کامل را به هر چیز دیگری ترجیح دهد حتی به ایجاد هیجان». پروین احمدینژاد، دیگر عضو شورای شهر تهران، خبرنگاران را واسطه میان مردم و مسؤولان دانسته و میگوید: «خبرنگاران پیامهای مردم در زمینه مشکلاتشان را به گوش مسؤولان میرسانند و از آنها راهحل میخواهند و به مردم منتقل میکنند. اگر انتقال پیام در هر 2 صورت توسط خبرنگار ساماندهی شود، میتوانیم مشکلات را مرتفع کنیم. در واقع اگر این کار صادقانه صورت بگیرد و در انطباق با حقیقت و بیانکننده واقعیات باشد به رفع مشکلات کمک میکند». عضو کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران به خطری که در عرصه کار خبرنگاری احساس میکند، اشارهای میکند: «در فرهنگ ایرانی و اسلامی باید خبرها در جهت رفع معضلات و مشکلات جامعه باشد اما متاسفانه امروزه در حوزه خبر قدری به حریمهای شخصی و خصوصی ورود پیدا کردهایم و این به دور از فرهنگ
ایرانی ـ اسلامی ما است و ممکن است خبرنگاران را از اهدافی که این حرفه بر اساس آن شکل گرفته دور کند. خبرنگاران باید خود در مقابله با این عرصه پیشتاز باشند و از همین موارد اندک ورود به حریم شخصی جلوگیری کنند تا بیشتر شاهد انجام وظیفه اصلی خبرنگاران که انتقال مشکلات جامعه و ارتباط میان مردم و مسؤولان است، باشیم». به عقیده وی، خبرنگاران به مثابه پل ارتباطی بین مردم و مسؤولان و به طور عامتر رابطه میان آحاد جامعهاند که اگر روزی آنها نباشند این رابطه ایجاد نمیشود.
حرف دل خودمان
این بخشی از تعامل میان ما و چهرههاست. قیافه خبرنگاران آن روز دیدنی است که برای یافتن پاسخ یک مسؤول بارها، بارها و بارها با او تماس میگیرند و جز سکوت و وعده سرخرمن و گاهی توهین هیچ چیزی نصیبشان نمیشود.
-- زهرا جاهد