داخلی
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۵
ديپلماسي آقازادهها !
كاظم جلالي
مقوله روابط ايران و بريتانيا داراي پيشينهاي تاريخي است و از طرفي ديگر با فراز و فرودهاي بسياري همراه بوده است.
آن روز كه ميگفتند آفتاب در مستعمرات بريتانيا غروب نميكند و از شرق تا غرب عالم، مستعمرات اين كشور گسترده بود، اين قدرت بزرگ آن روز بينالمللي براي سيطره بر مستعمره مهم آن دوران انگلستان يعني هند بايد به نوعي در ايران نيز سيطره ميانداخت و از همين روي بود كه ايران براي انگليس كشور مهمي بود.
مقوله روابط ايران و بريتانيا داراي پيشينهاي تاريخي است و از طرفي ديگر با فراز و فرودهاي بسياري همراه بوده است.
آن روز كه ميگفتند آفتاب در مستعمرات بريتانيا غروب نميكند و از شرق تا غرب عالم، مستعمرات اين كشور گسترده بود، اين قدرت بزرگ آن روز بينالمللي براي سيطره بر مستعمره مهم آن دوران انگلستان يعني هند بايد به نوعي در ايران نيز سيطره ميانداخت و از همين روي بود كه ايران براي انگليس كشور مهمي بود.
اما در كنار انگليس، روسيه تزاري نيز براساس نگاه پطر كبير به جنوب و دستيابي به آبهاي گرم خليجفارس رقابت مسكو با انگليس در داخل ايران را به همراه داشت و ميتوان گفت كه سرجمع نابسامانيهاي آن روز ايران در نوع رقابت سيطرهطلبانه روس و انگليس بوده است.
انگليس تلاش كرد كه براي حضور مستمر بر كشورها با شناخت دقيق در بافتهاي مختلف كشورها از جمله ايران رسوخ نمايد، چراكه همواره انگليس حضور پردامنه و درازمدت را در نظر داشت.
آن هنگام كه از دل خاكسترهاي جنگ جهاني اول و دوم قدرت ايالات متحده امريكا ظهور يافت، انگليس قدرتش در دل خاكسترهاي اين جنگ خانمانسوز تحليل رفت. لذا عملاً سردمداري دنياي غرب و پيگيري انديشه كاپيتاليسم به ايالات متحده امريكا سپرده شد و در منطقه خليجفارس نيز انگليس اين جايگاه را به امريكا واگذارد. اما به نظر ميرسد اين واگذاري از نوع وانهادن و صحنه را ترك كردن نبوده است. به گواه بسياري، يك نوع تقسيم كار بين ايالات متحده امريكا و انگليس در استمرار سيطره قديمي از اولين گام اين جابهجايي قدرت به وجود آمده بود و همچنان اين تقسيم كار وجود دارد.
بيترديد به دليل حضور تاريخي انگليس در اين منطقه و رسوخ در تار و پودهاي سنتي و مدرن كشورهاي منطقه ما موجب شده كه عملاً انگلستان از اين شناخت دقيق خود به عنوان يك بازوي پرتوان براي امريكا و استمرار قدرت دنياي غرب و سرمايهداري استفاده نمايد. از سوي ديگر اكنون امريكا در منطقه ما داراي پايگاه و جايگاه سنتي همانند بريتانيا نيست.
همچنين انگليس از ديرباز با استفاده از فرصتهاي تاريخي كه در دست داشته است عملاً چگونگي استفاده از ظرفيتهاي مختلف را در كشورها، كاملاً آزموده و از اين فرصتها استفاده كرده و پيوستگيهايي را در كشورهاي مختلف با انگلستان به وجود آورده است.
مثلاً تلاش كرده مقامات، مسئولين و دستاندركاران كشورهاي مختلف، وابستگي به لندن داشته باشند. اين وابستگيها ميتواند داراي ابعاد فكري، اقتصادي و سياسي باشد.
از تحصيل فرزندان و آقازادهها در بريتانيا و اعطاي بورسيههاي تحصيلي و فرصتهاي مطالعاتي گرفته تا گره خوردنهاي اقتصادي و تمركز دفاتر شركتهاي تجاري داخل لندن و يا وابستگيهاي درماني و ايجاد امكانات مناسب براي درمان و همانند اينها همه و همه در خدمت نگاه انگليس به منطقه و كشورهايي از جمله كشور ما است.
به همين دليل از گذشته اين نگاه مطرح بوده است كه انگلستان مدبرانه سياستهاي خود را پيش ميبرد و اصولاً كلمه تزوير با ديپلماسي لندن گره خورده است. به همين دليل نميتوان در فهم ديپلماسي بريتانيا صرفاً به ظواهر ارتباطات سياسي نگاه كرد بلكه بريتانيا از طيفها، پيوندها و ظرفيتها در جهت موفقيت ديپلماسي خود بهره ميبرد و هماكنون نيز براساس آمار رسمي و غيررسمي مراجع ذيصلاح چند صد تن از فرزندان مقامات و شخصيتها و مؤثرين ايران در انگليس مشغول تحصيلاند و بحث تحصيل اينگونه اشخاص فقط يك جزء ماجراست. كارهاي اقتصادي و استفاده از فرصتهايي كه انگلستان با تدبير در اختيار بخشي از تأثيرگذاران جامعه ميگذارد مسئلهاي قابل بررسي است. از همين روي است كه هرگونه سخن گفتن عليه بريتانيا و منافع آن چندان كمهزينه نيست.
* دکتر كاظم جلالي