داخلی
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۱۸
سخنان اخير دكتر احمدينژاد در دو نشست "اتحاديه راديو و تلويزيونهاي اسلامي" و "عمليات رواني و رسانه" حكايت از توجه و اشراف خوب رئيسجمهور به كاركرد رسانه و نقش و اهميت آن داشت؛ اشرافي كه در رفتار خود رئيسجمهور قابل مشاهده است اما در صحنه عمل رسانهاي دولت آثار آن را كمتر ميتوان ديد. و اين فرصت مناسبي را فراهم كرده است كه درباره اين موضوع به اختصار مطالبي گفته شود؛ ضمن اين كه دولت دهم نيز در آغاز راه است.
سخنان اخير دكتر احمدينژاد در دو نشست "اتحاديه راديو و تلويزيونهاي اسلامي" و "عمليات رواني و رسانه" حكايت از توجه و اشراف خوب رئيسجمهور به كاركرد رسانه و نقش و اهميت آن داشت؛ اشرافي كه در رفتار خود رئيسجمهور قابل مشاهده است اما در صحنه عمل رسانهاي دولت آثار آن را كمتر ميتوان ديد. و اين فرصت مناسبي را فراهم كرده است كه درباره اين موضوع به اختصار مطالبي گفته شود؛ ضمن اين كه دولت دهم نيز در آغاز راه است.
رابطه رسانهها با دولتها و بالعكس، موضوعي است مهم كه به موازات نقش و تاثيرگذاري مردم در اداره كشور اهميت آن كاهش يا افزايش مييابد؛ چرا كه بخش مهمي از افكار عمومي را رسانهها مديريت ميكنند.
موضوعاتي مانند جريان آزاد اطلاعات، مالكيت رسانه، تبليغات و آگهي، يارانهها، كنترل رسانهاي و ... از جمله موضوعاتي است كه ذيل همين سرفصل قابل طرح است، اما اين نوشتار فعلا در مقام پرداختن به آنها نيست.
آنچه در اين يادداشت به آن توجه شده است، ارزيابي رابطه رسانهها با دولت نهم و راهكارهايي براي بهبود آن در دولت دهم است.
در دولتهاي پس از انقلاب اسلامي، نقش رسانهها هيچگاه به اندازه مقطعي كه «دولت نهم» پا به عرصه خدمتگزاري گذاشت، پررنگ نبوده است.
تعدد مطبوعات، تعدد خبرگزاريها، ورود و گسترش رسانههاي جديد مانند SMS ، وبلاگها، سايتهاي خبري، شبكههاي اجتماعي و وبهاي مختلف، بتدريج و همپاي پيشرفت فناوري ارتباطات شرايط جديدي را به لحاظ رسانهاي براي دولت نهم فراهم كرد.
علاوه بر اتفاقاتي كه در حوزه فناوري ارتباطات افتاد، گسترش فضاي نقد و حتي تخريب عليه دولت نهم نيز با همه دولتهاي قبلي متفاوت بود.
در دولت هفتم و هشتم، اگرچه تعداد مطبوعات و خبرگزاريها افزايش يافته بود و فضاي نقد هم به نسبت گذشته به مراتب بازتر شده بود، اما اولا رسانههاي جديد يا نبودند يا در اين حد گسترش نداشتند و ثانيا در آرايش رسانهاي كشور به تبع آرامش سياسي، دو جبهه كاملا تفكيك شده را شاهد بوديم. جبهه «اصلاحات» كه رسانههاي آن يكپارچه از دولت حمايت ميكردند و جبهه «اصولگرا» كه رسانههاي آن يكپارچه و البته با شدت و ضعف منتقد دولت بودند.
اما در دولت نهم به دليل تغييراتي كه در آرايش سياسي كشور در جريان رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري نهم رخ داد، آرايش رسانهاي نيز به هم ريخت و علاوه بر رسانههاي وابسته به جبهه مخالف دولت كه بيمحابا عليه دولت ميتاختند برخي رسانههاي وابسته يا مايل به رقباي اصولگراي احمدينژاد نيز نه تنها با دولت و رئيسجمهور همراهي قابل ملاحظهاي نداشتند، بلكه به اشكال مختلف علاوه بر نقد دولت بعضا در تخريبهاي ويرانگر آن هم نقش فعال داشتند.
به اين مجموعه بايد حملات و فضاسازي بيرحمانه و سنگين رسانهها و شبكههاي متعدد بيگانه را اضافه كرد كه در حجم و كيفيت بيسابقهاي عليه دولت نهم و شخص رئيسجمهور تلاش ميكردند.
اين شرايط و مظلوميت بيسابقه، در كنار ضعف دولت نهم در سامان دادن تعامل با رسانهها كه حداقل دو بار از سوي ولي امر مسلمين مورد تذكر قرار گرفت، موجب شد دولت ضمن استفاده افراطي و غيرحرفهاي از رسانههاي رسمي خود به شكل غيررسمي به فكر تاسيس رسانههاي جديد بيفتد، هر چند اين اقدامات نيز نتوانست تاثير بسزايي در فضاي رسانهاي ايفا كند.
مجموع اين شرايط بعلاوه جهتگيريهاي اصولي رئيسجمهور و تلاش خستگيناپذير وي موجب شد رهبري نظام و تا حدودي رسانه ملي پررنگتر از گذشته به دفاع از دولت نهم و دكتر احمدينژاد بپردازند. اقدامي كه علل آن بدرستي فهم نشد و خود همين موجب طرح سوالاتي در ذهن برخي شد.
اكنون دولت دهم در آستانه شكلگيري است و پيشنهاد ميشود با استفاده از تجربيات 4 سال گذشته در حوزه رسانه نيز، تجديدنظرهايي صورت گيرد.
آنچه مسلم است، رفتار مخالفان و منتقدان داخلي و خارجي دولت اگر افزايش نيابد، كاهش نخواهد يافت لذا دولت بايد ضعفهاي مربوط به خود را بدرستي بازشناسي كرده و به رفع آنها بپردازد.
تغيير نگاه و ادبيات در مواجهه با رسانهها، تقويت روابط عمومي دستگاههاي دولت، كارآمد كردن رسانههاي رسمي و غيررسمي دولت، تعامل سازنده با رسانههاي مخالف و منتقد اعم از اصولگرا و غير آن و بازنگري در محتواي آموزشي رشتههاي علوم ارتباطات و روزنامهنگاري از جمله مهمترين اقداماتي است كه دولت دهم بايد به آنها اهتمام ورزد.
حضور رسانهاي در صحنه بينالملل نيز يكي ديگر از نيازهاي غيرقابل ترديد است كه مجموعه نظام بايد براي آن چارهانديشي كند. نشستن و نقد رسانههاي بيگانه و عصباني شدن از اقدامات آنها، راهكار مناسبي نيست. دشمن راه خود را ميرود و گوشش به اعتراضات و نقدهاي ما نيست. او ميداند براي چه آمده و ماموريتش چيست. ما بايد تصميم بگيريم و عمل كنيم؛ عملي متناسب با اقتضائات اين عرصه.
-- مهدي فضايلي