نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » گزارش » ورزشی

فوتبال و سياست

۱ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۶

ميليون‌ها نفر از قاب جادويي تلويزيون و ساير رسانه‌هاي مكمل به تماشاي مسابقات تيم‌هاي برتر در سطح جهاني چشم دوخته‌اند.


 اين روزها و شب‌ها تب جام جهاني فوتبال همه دنيا را فراگرفته است. ميليون‌ها نفر از قاب جادويي تلويزيون و ساير رسانه‌هاي مكمل به تماشاي مسابقات تيم‌هاي برتر در سطح جهاني چشم دوخته‌اند. 

بي‌شك كمتر رخدادي مشابه جام جهاني فوتبال، توجه همگان را به سمت خود جلب مي‌كند، چراكه امروز ورزش و به‌طور مشخص فوتبال خود به مثابه يك رسانه است. كوفي عنان، دبيركل سابق سازمان ملل متحد رسما اعلام كرد كه توجه افكار عمومي جهاني به فوتبال بيش از تحولات و مواضع سازمان ملل متحد است و اين خود دليل ديگري بر اهميت و تاثيرگذاري اين ورزش با قدمت از سال 1930ميلادي تاكنون است.

اهميت و اعتبار ورزش و فوتبال علاوه بر هيجان و جذابيت حاكم بر آن، متكي بر حاكميت قواعد بازي است. اصول، ضوابط، معيارهاي مدون و قابل اجماع در سطح جهاني، وجود مراجع و داوران و ناظران صلاحيت دار براي حكميت و فصل‌الخطاب بودن، وجه مميزه اين بازي است. اما چرا عرصه ورزش اينقدر شفاف است و عرصه سياست پرراز و رمز! دليل اصلي آن است كه ما در هر دو حوزه مبتدي هستيم.

ورزش؛ علم، فن، هنر و حرفه است. سياست هم علم، فن، هنر و حرفه است. هر كدام قواعد خاص خود را دارند اما هر دو از يك اصل مشترك تبعيت مي‌كنند و آن قاعده بازي است.

اگر انتظار داريم كه عرصه سياست همچون عرصه ورزش فوتبال جذاب، پربيننده و داراي تيم‌هاي فراوان و بازيكنان متعدد و دستمزدهاي كلان باشد، بايد سياست ورزي را حرفه‌اي و كم هزينه كنيم: نهادينه شدن پرسشگري و نظارت عمومي مردم، الزام به پاسخگو بودن مسوولان، نقد مشفقانه به جاي تخريب و سياه‌نمايي، وجود فرهنگ تسامح و مداراي سياسي، شرح صدر و بالا‌بودن آستانه انتقادپذيري مسوولان، به رسميت شناختن و حمايت‌هاي قانوني از احزاب و تشكل‌هاي سياسي به‌عنوان بازيگران اصلي عرصه سياست به جاي خط و نشان كشيدن و حق قائل نشدن حتي براي اظهار نظر آنها، جذب حداكثري و دفع حداقلي براي بازيگران عرصه سياست و كاهش قلمرو خطوط قرمز براي فعاليت جدي آنها، حمايت دولت، مجلس و قوه قضاييه از رسانه‌ها و مطبوعات به مثابه ابزارهاي مكمل براي شفاف‌سازي و جريان آزاد اطلاع‌رساني، قبول و باور همگاني به بهره گيري از ابزارهاي قوه‌قهريه در شرايط اجتناب‌ناپذير نه آن كه يك رويه و سنت معمول گردد، چشم‌پوشي و عفو از خطاهاي كم هزينه و قابل تحمل توسط مراجع داوري از جمله سازوكارهاي حرفه‌اي كردن سياست و كم هزينه كردن آن است.

ورزش و فوتبال ، آموزه‌ها و عبرت‌هاي بزرگي براي يادگيري و تعميم آن به ساير عرصه‌ها از جمله سياست دارد. اگر مسابقات فوتبال و قهرماني آن دائمي نيست و جام دست‌به‌دست مي‌شود، عرصه قدرت و حضور در مسووليت‌ها نيز مادام العمري نيست. همان طور كه عرصه قهرماني در فوتبال آمد و شد دارد، عرصه سياست هم فراز و فرود دارد.

ما همان‌طور كه در عرصه ورزش و فوتبال حرفه‌اي نيستيم، با كمال تأسف در عرصه سياست هم همين‌طور هستيم و اين براي ملت بزرگي مثل ايران با انقلابي به‌عظمت انقلاب اسلامي، يك ضايعه است.

آيا دولت يا نظامي مي‌تواند بگويد ورزش و فوتبال را قبول ندارد؟

پس سخن گفتن از عدم نياز به سياست و احزاب به همين ميزان سست و بي پايه است.

مادرعرصه ورزش و سياست نيازمند خانه تكاني، سازماني مستحكم، قواعد و دستورالعمل‌هاي مدون و جامع، بازيگران‌و تيم‌هاي حرفه‌اي و قوانين حمايتي هستيم.

اينها فصول مشترك فوتبال و سياست است.

دكتر علي دارابي