داخلی
شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۷
مرد راهبردي جريان اصلاحات كه بيش از يك دهه است اصلاحطلبان بخش عمده عمل سياسي خود را بر ديدگاههاي او مبتني كردهاند نخستين كسي بود كه روياي شيرين "بازسازي جريان اعتراضي پس از آزادي دستگيرشدگان " را درهم ريخت.
دستگير شدن برخي اعضاي ارشد جريان اصلاحات بر اثر عدم تعادل رفتاري ميرحسين موسوي و مشاركت اين عده در بازي سياسي او، منجر به وارد آمدن خسارتي بزرگ به جبهه اصلاحات شد آنچنان كه برخي از اصلاحطلبان ميانهروتر اكنون بزرگان خود را شماتت ميكنند كه چرا حرف آنها را چند ماه قبل از انتخابات دراين باره كه "موسوي اصلاحات را دفن خواهد كرد " جدي نگرفتند.
در حالي كه اين موضوع هنوز درماني نيافته، اصلاحطلبان در حال فرو رفتن در دردسر مهيب ديگري هستند. دردسر جديد اين بار از جانب همان ژنرالهايي است كه اصلاحطلبان تصور ميكردند درون زندان قهرمانانه رفتار خواهند كرد و به محض بيرون آمدن هم با شور و حرارتي بيشتر از گذشته و حتي پيشاپيش امثال موسوي، كروبي و خاتمي به مبارزه در راه آرمانهاي "جنبش سبز " برخواهند خاست.
اما ظاهراً داستان به دلخواه پيش نميرود بلكه برعكس ژنرالها بنا دارند در جبههاي ديگر بجنگند. سعيد حجاريان مرد راهبردي جريان اصلاحات كه بيش از يك دهه است اصلاحطلبان بخش عمده عمل سياسي خود را بر ديدگاههاي او مبتني كردهاند نخستين كسي بود كه روياي شيرين "بازسازي جريان اعتراضي پس از آزادي دستگيرشدگان " را درهم ريخت.
وطن امروز نوشت؛ روزي كه به قول يكي از بزرگان جريان اصلاحات "ميرحسين موسوي اتوبوس اصلاحطلبان را ته دره انداخت " كمتر كسي باور ميكرد اين اتوبوس دوباره سرپا شود و البته راهي جديد در پيش بگيرد.
پس از بازداشت برخي از چهرههاي اصلاحطلب و حتي تا همين اواخر، رسانههاي نزديك به اين جريان دوشادوش دوستان آنطرف آبي خود به اصرار ميگفتند كه بازداشتها شكستخورده است و بالاخره روزي آنها كه دستگير شدهاند، قهرمانانه بيرون خواهند آمد و معلوم خواهد شد هنوز همانهايي هستند كه پيش از 22 خرداد بودند.
اين خط رسانهاي - سياسي بويژه تا پيش از برگزاري دادگاهها بسيار پررنگ بود. نخستين ضربه به اين فضاسازيها در نخستين جلسه دادگاه متهمان وارد شد.
محمدعلي ابطحي و محمد عطريانفر 2 تن از برجستهترين اعضاي جريان اصلاحطلب كه يكي از اعضاي محوري مجمع روحانيون و يار نزديك محمد خاتمي بود و دومي هم از موسسين حزب كارگزاران، در جلسه دادگاه ايستادند و در حالي كه لحن كلامشان شباهتي به كسي كه به او گفته باشند "فلان حرف را بزن " نداشت، تمام مباني و انگارههاي تاريخي جريان اصلاحات را به نقد كشيدند.
ابطحي در دادگاه به صراحت گفت كه تقلب چيزي جز يك "اسم رمز براي آشوب " نبوده و عطريانفر هم تاكيد كرد "منقلب " شده و به هيچ وجه باور ندارد كه تقلبي رخ داده باشد.
سخنان اين 2 تن در روز اول دادگاه جرياني را كه تا آن روز يكسره نغمه "همه قرص و محكم سر موضع هستند " ساز كرده بود، در شوكي عميق فرو برد.
در ظاهر اصلاحطلبان 2 دسته شدند. عدهاي گفتند ابطحي و عطريانفر خيانت كردهاند و به قول يكي از آقايان "اساساً اين 2 نفر از اول خائن بودند " و عدهاي ديگر هم با استناد به اندازه محاسن ابطحي و مدل سخن گفتن عطريانفر به نحو خوشمزهاي هوراي پيروزي سر كشيدند و گفتند كه اين 2 نفر بازجو و دادگاه را سر كار گذاشتهاند. فراتر از اين سر و صداهاي ظاهري اما درون حلقههاي بزرگان اصلاحطلب آشوبي برپا بود. يكي از اين افراد كه هنوز هم صحنهگرداني بسياري از سناريوها را برعهده دارد در همان ايام گفته بود؛ "ابطحي كه تا اين جاي كار را در دادگاه گفته، واقعاً ممكن است چه حرفهايي زده باشد "!؟ خيال ميكردند اين همه موجودي است، اما قصه ادامه داشت.
*حجاريان به مثابه تير خلاص
شايد اگر زماني از اصلاحطلبان ميپرسيدند آخرين فردي كه از نظر شما ممكن است زماني بتوان تصور كرد از ديدگاههاي اصلاحطلبانه به معناي دوم خردادي خود بازگردد كيست؟ يكي از نامهايي كه بيش از همه برده ميشد سعيد حجاريان بود؛ كسي كه سالها در وزارت اطلاعات مهرهاي كليدي بود و پس از آن به همراه جمعي از اصلاحطلبان همچون محمد موسويخوئينيها در مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري از پايهگذاران جريان دوم خرداد شد.
وقتي سعيد دستگير شد تندروهاي اصلاحطلب گويي خداوند از آسمان هديهاي براي آنها فرو فرستاده باشد با ذوق زدگي از "آزار جسماني " مغز اصلاحات در بازداشتگاه خبر ميدادند و تقريباً روزي نبود كه يك يا چند نوبت شايعه مرگ او منتشر نشود و بر سر زبانها نيفتد، گويي لحظه شماري ميكردند پيكر بيجان سعيد از اوين خارج شود تا بر سر آن بريزند و براي زماني طولاني ارتزاق كنند. درون زندان اما حوادث متفاوتي در حال رخ دادن بود. چنانكه سعيد خود براي خانوادهاش چنديدن بار توضيح داده و خبرنگار وطنامروز هم پس از گفتوگو با منابعي در دادستاني تهران مطلع شده در بازداشتگاه رفتاري با سعيد شد كه او را واداشت تا چند بار نسبت به اين خبرها ابراز شرمندگي كند.
سعيد در زندان از مراقبتهاي كامل بهداشتي برخوردار بود. پزشكان متخصص به او دسترسي كامل داشتند، در محلي خوش آب و هوا و داراي امكانات ورزشي بويژه شنا روزها را ميگذراند و با مرداني به عنوان كارشناسان پرونده خود مواجه بود كه با تصويري كه او شايد پيشتر در ذهن خود داشت كاملاً تفاوت ميكرد.
يك مقام قضايي در اين باره گفت: يك بار در جريان يكي از ملاقاتهايي كه سعيد با خانوادهاش داشت از اينكه مسؤولان پروندهاش هفتهاي چند بار او را به حمام ميبرند ابراز شرمندگي كرده و از خانوادهاش خواسته بود درباره وضعيت او درون زندان چيزي نگويند كه با حقيقت منافات دارد.
بار ديگر وقتي كارشناسان پرونده از سعيد خواستند به منزل برود و براي ادامه تحقيقات آنها ميهمان او باشند، به آنها گفته بود اولاً من اينجا راحتم و اگر به خانه بروم براي خانواده ايجاد زحمت خواهم كرد و ثانياً چه كسي تضمين ميكند كه من در خانه تضمين جاني داشته باشم!
فراتر از اين آنچه در گفتوگوهاي ميان حجاريان و مسؤولان پروندهاش گذشته لاجرم بايد حاوي نكات جالبي باشد.
تلاش براي دسترسي به روايتي از اين موضوع از طريق مقامهاي قضايي به سرانجام نرسيد و آنها از بيان هرگونه جزئيات به دليل محرمانه بودن موضوع خودداري كردند. با اين وجود يك كارشناس سياسي كه اين موضوع را تعقيب كرده عقيده دارد مهمترين اتفاقي كه افتاده اين است كه امثال حجاريان و بقيه آنها كه در زندان متحول شدند قبل از هرچيز به نادرستي تصويري كه در ذهن خود از نظام و ماموران امنيتي آن داشتند پيبردند و ثانياً آن هنگام كه در خلوت و فارغ از هياهو وارد يك گفتوگوي رودر رو و صريح درباره مباني و رفتارهاي خود شدند، دريافتند كه بسياري از آنچه در بيرون از زندان با جزميت از آن دفاع ميكردهاند در واقع چه سست و بي پايه و غيرقابل دفاع است.
موضوع وقوع تقلب در انتخابات فقط صدر اين فهرست است، ادعايي كه اكنون در ميان اصلاحطلبان دستگير شده ديگر هيچ مدافعي ندارد ولي امثال حجاريان به اين بسنده نكردند و فراتر رفتند.
سعيد در سخنان خود در دادگاه كه قاعدتاً بر آنچه درون زندان گفته منطبق منتها كمي مجملتر است، تقريبا همه مباني تئوريك جريان اصلاحات از جمله تئوري سلطانيسم را به نقد كشيد و تاكيد كرد كه اصلاحطلبان بايد از "خطاي بزرگ " خود در انتخابات دهم بازگردند و از آن پوزش بخواهند؛ برخي منابع تاكيد دارند كه حجاريان اكنون مشغول بسط آن ديدگاههايي است كه در دادگاه به اجمال گفت.
*هراس از حجاريان
روزي كه سعيد از زندان بيرون آمد بسياري از سران اصلاحات كه دادگاهها را شوكي بزرگ براي هواداران خود ميدانستند، اميدوارانه منتظر بودند كه او در نخستين اظهار نظرهاي خود تاكيد كند در زندان تحت فشار بوده، آنچه در دادگاه گفته را قبول ندارد و كارشناسان پرونده خود را فريب داده است. به همين اميد و آرزو بود كه سران جريان اصلاحات و در راس آنها محمد خاتمي يكي يكي روانه منزل حجاريان شدند.
حضور در خانه حجاريان و گفتوگو با او براي آن دسته از اصلاحطلبان كه با چنان اميدي به سراغش رفتند شايد از دادگاه بهتآورتر بوده است. سعيد در آن ديدارها هيچ چيز از آن حرفها كه ميهمانانش انتظار شنيدنش را داشتند نگفت و تنها چيزي كه از او شنيدند اين بود كه به آنها ميگفت: "چه خبر "! و از آنها ميخواست براي او تعريف كنند در مدتي كه نبوده چه گذشته، دريغ از يك جمله عليه زندان و بازداشت.
پس از چند ديدار ناكام از اين نوع، سران جريان اصلاحات عميقاً به هراس افتادند كه نكند حجاريان به واقع تغيير كرده باشد و بخواهد شبيه آن حرفها را كه در زندان زد بهتر و مفصلتر بيرون از زندان بگويد.
يكي از سران جريان اصلاحات دراين باره گفته است: "اگر بناست حجاريان از آن حرفها بزند، يك جوري ساكت بماند بهتر است "! اكنون مهمترين هراس اصلاحطلبان اين است كه سعيد بناي حضور در دانشگاهها را داشته باشد.