داخلی
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۹
اكبر گنجي (اصغر فنجي) بداند
حبيب دهكردي
اينجانب نسبت به جنابعالي كه يك روز عاليجناب سرخپوش ميسازي و يك روز ديكتاتور سبز پوش، نگارندهاي گمنام بيش نيستم و البته بر اين گمنامي ميبالم وقتي كه ميبينم شهرت با امثال تو چه ميكند و يا تو باشهرت چه ميكني!
اظهارات سخيف و تاسفبار اكبر گنجي و اسائهادب اين مدعياطلاحطلبي به قطب دايره امكان حضرت بقيهاللهالاعظم(روحي و ارواح العالمين له الفدا)، يكي از نويسندگان انقلابي را بر آن داشته تا پاسخي به ياوهگوييهاي اين جيرهخور دشمنان نظام بدهد.
حبيب دهكردي در يادداشت خود خطاب به گنجي كه در حال حاضر به شغل دورهگردي در برخي كشورهاي آمريكايي و اروپايي مشغول است و براي تامين مخارج زندگي فلاكتبار خود هر از گاهي سخناني را به زبان آورد كه اربابان غربي اش از او ميخواهند، آوردهاست:
اينجانب نسبت به جنابعالي كه يك روز عاليجناب سرخپوش ميسازي و يك روز ديكتاتور سبز پوش نگارندهاي گمنام بيش نيستم و البته بر اين گمنامي ميبالم وقتي كه ميبينم شهرت با امثال تو چه ميكند و يا تو باشهرت چه ميكني!
بارها مي انديشيدم كه به عنوان كوچكترين سرباز امام زمان (عج) از نظررتبه و مرتبه چه خدمتي ميتوانم در دولت كريمهي ايشان انجام دهم و به چه كار ميآيم؟ وقتي كه خزعبلات نامربوط و لجن پراكنيهاي تو را شنيدم كه نسبت به ساحت مقدس حجه بن الحسن (روحي و ارواح العالمين له الفدا) جسارت و اسائه ادب نمودهاي با تمام وجود احساس كردم كه در اين برهه كاري هست كه تنها از من بر ميآيد و آن پاسخگويي به شخص پست و حقيري چون توست كه حيف است هر كس ديگري (از خيل ارادتمندان يوسف زهرا كه تمامي افضل از اين حقيرند) جوابگوي تو گردد، وقتي اراجيف و اباطيل تو را شنيدم ناخودآگاه به ياد پدربزرگ فرهنگيات يزيدبن معاويه افتادم كه در حال زدن چوب خيزران بر لب و دندان راس پرخون اباعبدالله الحسين (ع) و در حال مستي ميسرود (لعبت هاشم بالملك و لاخبر جاء و لا وحي نزل) و براي تو مناسبتر از نوادگي آن ناپاك نسبتي نيافتم و از همان لحظه براي خود و خانوادهام تا زمان مرگ نكبتبار تو اعلام عزا نمودهام!
اي كاش تو لعين سر فرزند ارشد مرا كه نامش مهدي است بريده بودي و به ساحت مهدي زهرا (ع) جسارت نميكردي؛ اين را با رضايت كامل خودم و اشتياق خودش (پسرم) و موافقت مادرش (همسرم) و در محضر خدا ميگويم؛ زيرا ما عمري است كه با اين باورهاي متقن و اعتقادات راسخ زندگي كردهايم، بر عكس امثال شما كه روزگاري با تظاهر به اين اعتقادات مقدس كاسبي ميكرديد و ما كه كمترين ارادتمندان وجود شريف بقيةالله الاعظم (عج) هستيم از محضر مبارك آقا الطاف و عناياتي ديدهايم كه تو كور دل، نه توان ديد آن را داري و نه توان فهم آن را، زيرا شكم خود را از حرام پر كردهاي (كاسبي با اعتقادات) و چه رود بر سر آن نهاد مظلومي كه تو چشم و چراغش بودهاي!براي امثال تو بايد از كدام منبع حجت آورد وقتي اسلافتان وجود نازنين نوه پيامبر (ص) حسين بن علي (ع) را به چشم ميديدند و انكار ميكردند؟ براي تو و امثال تو كه خمير مايهتان در حرام سرشته است و نفهميدنتان بيش از ندانستنتان است، از وحي بايد گفت يا حديث نبوي؟ اگر چه مسيري كه شما در پيش گرفتهايد بعد از جسارت به ساحت وليفقيه و اصل ولايتفقيه و امام راحل (ره) و عاشوراي حسيني و اينك هم امام زمان (عج) احتمالا العياذ بالله نوبت پيامبر و بعد هم نوبت خود خداست!!!
براي تو و امثال تو در سرزمين پاكان عاشق و پاكباختگان صادق (ايران عزيز اسلامي) كه شميم دلكش و ولادت ائمه اطهار (ع) دلانگيزترين جاذبه آن است جائي نيست و نخواهد بود و تو نيز با همه نفهميدنهايت اين مطلب را خوب فهميدهاي كه بايد نخست از دسترس غيور مردان و شيرزنان ايراني فرار ميكردي و آنگاه از راه دور لب به ليچار ميگشودي و الا بعيد ميدانم كه حتي تكه بزرگت ميتوانست گوشت باشد.
و به ضرس قاطع ميگويم به چنان خواري و فلاكتي خواهي مرد كه اصغر فنجي عبرت عالميان گردد:
اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست
عرض خود ميبري و زحمت ما ميداري