يکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - 22 Oct 2017
۰

زنان زباله گرد

يکشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۰۹
از اواخر سالهای 1890 تا کنون 3/2 جمعیت شهر احمد آباد- هندوستان در اطراف کارخانه پارچه بافی این شهر تامین معاش می کنند. جمعیتی که در واقع از ضایعات حاصل از کارخانجات آن یک مجموعه کوچک اقتصادی براه انداخته اند.
زنان زباله گرد
به گزارش خدمت؛ از اواخر سالهای 1890 تا کنون 3/2 جمعیت شهر احمد آباد- هندوستان در اطراف کارخانه پارچه بافی این شهر تامین معاش می کنند. جمعیتی که در واقع از ضایعات حاصل از کارخانجات آن یک مجموعه کوچک اقتصادی براه انداخته اند. بازرگانان سرشناس تکه پارچه های به دردنخور و اضافی کارخانجات پارچه بافی را خریداری وسپس بوسیله دلالان به زنان زاغه نشین مسلمان ارسال می کنند. آنها در منازل خود تکه پارچه ها را به هم می دوزند و از آنها لباس و لحاف تهیه می کنند. واسطه کاران، خرده های آهن و چوب را به این زنان که در زبان هندی به آنان (Marwari) مارواری می گویند می فروشند. آنها از این جنس های بنجل و اسقاطی، سطل، قفسه آشپزخانه، اجاق پزی و اثاثه منزل درست می کنند.

خانوادهای فقیر شهری از مصرف کنندگان اصلی این نوع محصولات بازیافتی هستند. آنها حتی ضایعات برجای مانده در کارخانجات و فروشگاه ها و زباله های دور انداخته شده در خیابانها را نیز جمع آوری می کنند. این زباله ها گرد ها مانند کارگران جمع آوری زباله عمل می کنندآنها در جستو جوی یافتن زباله های ارزشمند به همه جا سر می زنند روزنامه ، مقوا، بطری، کیسه های پلاستیکی، سر بطری ، قراضه های ماشین آلات، بریده های آهن و فولاد، مو و تکه های چوب در کارگاهها را پیدا می کنند و می فروشند. زباله گردها کارخود را با طلوع آفتاب شروع می کنند. او کیسه بزرگی (Thela) ( تلا) را بر می دارد و در مسیر روزانه خود براه نمی افتد چشم های جستجوگرش با هوشیاری زباله های قابل فروش را در خیابانها و پیاده رو ها دنبال می کنند. او خم می شود و با دست راستش زباله را ، بر می دارد و در تلا ( کیسه بزرگ) که بر روی شانه چپش می اندازد. راه می رود، میبیند، خم می شود، بر می دارد و به راهش را ادامه می دهد. او به محض شروع ازدحام صبحگاهی تا صبح خود را به خانه می رساند و فورا ً برای تهیه غذای خانوداه اش دست به کار می شود و بار دیگر به خیابان بر می گردد.

در اواسط روز، زباله های جمع آوری شده را روی زمین پهن می کند و پس از جدا سازی زباله ها از یکدیگر ، آنها را در کیسه های جداگانه قرار می دهد و سپس دست آورد خود را به دلال واگذار می کند. دلال بابت هر یک از زباله های جداسازی شده به زباله گرد دستمزد می دهد. قیمت زباله ها متفاوت است. او در اختیار چانه زنی بر سر قیمت زباله با دلال ندارد. او به خانه بر می گردد و بار دیگر به خیابان می رود و شانس خود را امتحان می کند هنگام غروب به خانه اش باز می گردد. در راه بر گش با پولی که آن روز بدست آورده کمی مواد غذایی مثل برنج، آرد، نمک، پیاز و روغن برای تهیه شام خانواده خریداری می کند. پس از تهیه غذا اگر احساس خستگی نکند به جدا سازی زباله هایی که عصر جمع آن روز جمع آوری کرده می پردازد. با کمی آب باقیمانده در سطل حمام می کند و سپس می خوابد.

زباله گردی کاری پست و تحقیر آمیز است ولی در شهر اگر کسی به کار نیاز داشته باشد می تواند زباله گرد شود. حتی کودکان با چشمان مشتاق خود برای یافتن زباله به کار گمارده می شوند و در خیابانها با مادرانشان یا به صورت گروه های چند نفره خودشان زباله پیدا می کنند، ساعات کار طولانی است و سلامت این افراد در معرض خطرات جدی قرار دارد اگر شانس بیاورند پول خوبی از دلال ها گیرشان می آید. زباله گرد ها قدرت چانه زنی ندارند. در تحقیق که از سوی یکی از دانشجویان علاقه مند به طرح های دولتی که برای رفاه کارگران انجام شده بود، در آمد این زنان از جمع آوری زباله بسیار کم است آنها ماهانه کمتر از 200 روپیه ( پول رایج هندوستان) در آمد دارند در حالیکه 90 در صد آنها با خانواده های خود به طور متوسط 6 نفره خود در زاغه ها زندگی میکنند.

بیش از نیمی از کودکان به مدرسه نمی روند. 18 در صد از خانواده ها، زنان، تنها سر پرست خانه وارها هستند . اکثریت این زنان به جامعه روستایی صنعتگر و بدون زمین تعلق دارند. آنها تا دو دهه پیش به کار بافندگی، کار گری ساده و یا چرم سازی اشتغال داشتند . در گذشته آنها تحت سیطره و قدرت طبقه اجتماعی ثروتمند قرار گرفتند و سرکوب شدند و به اجبار و بعلت فقر خانه های روستایی خود را ترک کردند و به شهر صنعتی احمد آباد آمدند. اکنون سر پناه خود را در میان زاغه های این شهرساخته اند و برای یافتن شغل تلاش می کنند. شرایط کاری زنان زباله گرد بسیار خطر ناک است . ایت زنان بدلیل حمل مداوم بطری های اسیدی ، کابل برق ، میخ، شیشه ، کاغذ کثیف، و پارچه آلوده بادستان بدون پوشش در معرض خطرات جدی و بیماری های بی شماری قرار داردند. آنها دچار ناراحتی های پوستی ، اگزما و تنگی تنفسی هستند و از درد پشت ، پاها و شانه هایشان رنج می برند.زنان زباله گرد همواره قبل از شروع کار از خستگی گلایه دارند. چندی پیش انفجار مواد منفجره در دستان یکی از زنان زباله گرد وی را بشدت مجروح کرد. دالی بن (Dhooliben ) یکی از این زنان زباله گرد است که معنای اسمش زباله است و وی می گوید : " آنهایی که زباله جمع می کنند زندگی هایشان هم مثل زباله است". اغلب زنان زباله گردبه طبقه پست جامعه تعلق دارند. وضعیت تحقیر آمیز حرفه آن ها احساس بی ارزش بودن را در آنها افزایش می دهد.

قیمت مواد قابل بازیافت هر ماه نوسان دارد و از منطقه به منطقه دیگر تغییر می کند و به دلال و نوع صنایعات باقیمانده وارداتی خارج از کشور بستگی دارد. گرچه زنان قیمت پیشنهادی دلالان را بدون چون چرا می پذیرند. اکنون یک کیلو زباله کاغذی 50/3 روپگیه ، جعبه 50/2 روپیه، خرده آهن 4 روپیه، 11 کیلو مو 100 روپیه قیمت دارد. هم چنین 1 کیلو بطری پلاستیکی 2 روپیه، سر بطری از 5 تا 35 روپیه است. بالا بودن سر بطری بدلیل حضور صنعتی پر درآمد در این باره است.

دلال ها این بطری ها را با شیر آب معمولی پر می کنند و به عنوان آب معدنی می فروشند. بر خلاف دهه های گذشته مقدار زباله های کاغذی کاهش یافته و بجای آن بیشتر زباله پلاستیکی جمع آوری می شود. مدتی است که در آمد ز نان افزایش یافته و به 500 روپیه رسیده در حالیکه قبال ً 200 روپیه بود به حرحال در آمد در هر دوره کافی نیست. این زنان اقدامات رفاهی، به زنان اجازه داد شد مسئولین کارخانجات را متقاعد کنند تا زنان عضو در طرح مزبور مستقیما ً کاغذ و سایر زباله ها را از داخل کارخانجات وارد گننده جمع آوری کنند، این توافق با کارخانجات موجب شد زنان بیشتری متقاضی جمع آوری زباله از ادارات شوند ولی بدلیل رکورد اقتصادی بدلیل افزایش هزینه و کاهش تولید و بی کار شده کارگران، میزان ضایعات نیز کاهش پیدا کرد . این قشر فقیر از هیچ نوع مهارت شغلی برخوردار نیست بر مبنای در آمد حاصل از جمع آوری زباله روزگار می گذرانند. ولی پایین بودن قیمت زباله را بر نمی تابند و با آن مبارزه می کنند. این زنان تصمیم گرتند با تشکیل تعاونی قیمت را بالا ببرند و با دلالان مقابله کنند.

آنها به کمک یکی از رهبران زنان که برای جدا سازی زباله ، بخشی از حیاط خانه خود را رایگان در اختیار آنها قرار داده بود توانستند بطرز قابل توجهی پیشرفت کنند. زباله گردها سهام خریدند و تعاونی جدیدی را بر پا کردند ولی دیری نپایید که مجریان این طرح خود به دلالان فاسدی تبدیل شدند. اعضا سهم خود را از دست دادند ، حساب بانکی گروه مفقود شد و بالاخره سایه های تاریکی بر اعتبار اتحادیه سایه افکند ولی علی رغم بی اعتمادی آنها هنوز امید وار بودند و تقاضای آنان از دولت برای جمع آوری صنایعات کاغذی از ادارات دولتی پذیرفته نشد در حالیکه صنایعات کاغذی یک اداره بتنهایی می تواند برای چندین خانوداه در آمد زایی کند . افزایش عضویت زباله گردها در طرح رفاهی دولت موجب شد این زنان برای یاد گیری مهارت های جدید انگیزه پیدا کنند. نتایج حاصله جالب بود. زنان متعلق به جامعه بافندگان در مناطق روستایی علاقمندند مهارت های بافندگی خود را افزایش دهند. سایرین به خدمات نظافت خانگی یا اداری روی آورده اند و بعضی دیگر مایلند مهارت های جدید بیاموزند. ولی اکثریت علاقمند ند به جمع آوری زباله از خیابانها و اماکن عمومی ادامه دهند. آنها قیمت بیشتری برای جمع آوری زباله های جمع آوری شده خود تقاضا می کنند. با وجود اینکه طبقه بندی اجتماعی این زنان در جامعه با یکدیگر متفاوت است در مراحل اولیه شروع طرح تمایل دارند با گروه های هم طبقه خود همکار باشند ولی بتدریج وقتی زنان از فوایدو مضرات تعاونی های دیگر مطلع شدند ترجیح می دهند با حس هم دردی وهمکاری کنار یکدیگر کار کنند.

مرکز بافندگی دولت به زنان عضو در طرح مهراتهای بافندگی خدمات آموزشی ارائه می دهد. اکنون آنها یک تعاونی موسم به (ViJay) وی جی یعنی پیروزی تشکیل داده اند و برای بازار آزاد الیافت بلوز تولید می کنند و در آمد شان اضافه شده و می توانند در زاغه های اطراف برای خود سرپناه بسازند. زباله گردهای جوانتر و دخترانشان در مراکز آموزش فنی دولت برا ی ساخت وسایل اداری از کاغذ های بازیافتی تازه آموزش می بینند. این زنان از صنایعات کاغذی برای مصارف اداری پاکت درست می کنند. چندین سال است که آنان لوازم اداری برای ادارات دولتی تهیه می کنند و نام تعاونی شان گینتانجالی است.(Gitanjali)

زنان نظافت چی نام تعاونی خود را زیبایی یا (Saundarya) سوندریا گذاشته اند. این زنان به روش حرفه ای و استفاده از محصولات مناسب تحت آموزش قرار می گیرند. تعاونی آنها از سوی سازمانهای بزرگ برای نظافت سازمانها و ادارات سفارش می پذیرند. این زنان ضمن گذراندن دوره های آموزشی به مراکز خصوصی و دولتی را بوجود آورده است. چگونه گروهی از زنان خود اشتغال با یکدیگر با خدمات رسانی ساده خود می توانند یک تهدید باشند؟ مسئولین اتحادیه ادعا میکند اعضای تعاونی سوندریا خدمات خود را بر مبنای قرار داد ارایه می دهند و می خواهند تعاونی این زنان "خود اشتغال" از نظر دادگاه به رسمیت شناخته شود.

از نظر مسئولین تعاونی سوندریا مجموعه ای متشکل از سهامداران مشترک المنافع است که از نظر سود و زیان مسئولیت مشترکی دارند آنها طبق قرار داد کار می کنند. از طرفی اتحادیه کارگران نگرانند امکان شغلی اتحادیه در موسسه کاهش پیدا کند. موضوع در دادگاه های کارگری و قضایی مطرح شد. اگر دادگاه اعتبار تعاونی را نادیده بگیرند و با حق دفاع از طرف اعضایشان موافقت نکند، آینده شغلی تمام اعضای تعاونی شدیدا ً به خطر می افتد. مسئله دستمزذ عادلانه و استاندارد قبلا ً حل شده ولی چالش بر سر مشرعیت قانونی تعاونی از مفاهیم بنیادین کارگری به شمار می رود. پس از این موضوع تعداد مشتریان موسساتی کاهش پیا کرد و سازمانی حاضر نبود وارد مباحث قانونی کارگری شود. از طرفی بیانیه دولتی معاف تعاونی زنان از سیستم مناقصه نیز لغو شد و تعاونی به اجبار پیمانکاری نظافت و جمع آوری زباله را به مناقصه می گذازد. علیرغم اینکه موضوع دادگاهی تعاونی سوندریا موجب شد از تعداد مشتری های دولتی آن بشدت کاسته شود ولی هنوز هم سازمان ها در مناقصه های خود از مشتریان می خواهند مبلغی (000/10 تا 000/50) روپیه سپرده گذاری کنند.

با این وجود زنانی هستند که چون گذشته زباله جمع آوری می کنند و به دلالان می فروشند ولی از دلالان دیگر پول قرض نمی گیرند و یا برای امنیت شغلی خود پولی اضافه به آنها نمی پردازند. اکنون زنان به عنوان اعضای بانک طرح تعاونی، دارای حساب بانکی هستند.

بازیافت زباله ظرفیت زیادی برای درآمد زایی دارد و بخش های رسمی و غیر رسمی نیروی کار در یک صنعت را به یکدیگر پیوند می دهند. مسئولان طرح های شهری باید نقش زباله در خدمات رسانی و پاکسازی شهر را به رسمیت بشناسند و آنها را در سیستمی مناسب و عادلانه و یک پارچه جمع کنند. از گذشته تا کنون در هندوستان هر زمان صنعت مدرنیزه می شود و رسمیت می یابد زنان شاغل در آن صنعت به عنوان بخش غیر رسمی به عقب رانده می شوند و مردان با ورود به عرصه تمامی منافع را از آن خود می کنند و پس از جداسازی به دلال ها می فروشند دلال بار دیگر آن را جداسازی ، پاک و بسته بندی می کنند و به واحد های کوچک و کارخانه ها می فروشند. کارخانجات از زباله و مواد خام جدید آماده می کنند. این مواد به واحد های تولیدی فروخته می شود. آنها هم محصولات جدید از مواد بازیافت شده برای عرضه در بازار تهیه می کنند. بیش از نیمی از فرآیند تولید در اغلب صنایع هندوستان قبل از آنکه به کارخانه برسد بوسیله کارگران کم درآمد انجام می شود. از این رو به رسمیت شناخته شدن این کارگران به عنوان جرء لاینکف صنعت و اقتصاد در هر مرحله از فرآیند تولید می تواند بستری برای سیستم های مکیدی فقر زدایی، عادلانه، دموکراتیک و مشارکتی فراهم سازد.
کد مطلب: 69026
نام شما

آدرس ايميل شما

آیا دوست دختر داشتن در اسلام حرام است؟
اشتباهات رایج ورزشی پسران در باشگاه
عواملی که باعث مرگ سلول‌های عصبی می‌شود