
سمفوني شکست مخمليها
17 آذر 1388 ساعت 11:28
هنوز يک ماه و اندي از آخرين شکست اصلاحطلبان راديکال در روز 13آبان نميگذرد که16 آذر؛ تکرار ديگري از اين سمفوني شکست را در سناريوي آشوبطلبان رقم زد. دانشجويان دانشگاههاي کشور با هشياري و بصيرت تمام در مبارزه با امپرياليسم و «ديکتاتوري نوين» 16 آذر امسال را نيز زنده نگاه داشتند و اجازه ندادند که عدهاي پيادهنظام، دانشگاه را مانند دوران اصلاحات به باشگاه سياسي گروههاي وابستهگرا تبديل کنند.
روز گذشته هزاران تن از دانشجويان با شعارهاي «مرگ بر آمريکا» و«مرگ بر منافق» صبح و بعد از ظهر در دانشگاههاي مختلف تهران و ساير شهرها، خاطره ضداستکباري 16 آذر را زنده نگاه داشتند و دانشجويان هوادار فرقه سبز که جمعيت اندکي را شکل داده بودند با مشاهده اين اتفاق تنها راهکار را موجآفريني در خيابانها ديدند و در چند خيابان منتهي به دانشگاههاي تهران شعارهايي عليه نظام سر دادند که البته با بيتوجهي مردم روبهرو شد. وقايع 16 آذر امسال به دليل ويژگيهايي متفاوت حائز اهميت است.
الف) شکست پروژه آشوب: در نظر اصلاحطلبان راديکال؛ 16 آذر فرصتي براي عرض اندام تشکيلاتي تکرار پارلمان خياباني و موج آفريني سياسي بود تا
1 - اردوکشيهاي مخالفان نظام تمرين شود
2 - ديکتاتوري نوين که داراي مؤلفههايي چون ترس حاکمان زور اجتماعي و فشار سياسي است در جامعه پديدار گردد و از رهگذر آن آنارشيسم و مقابله با قانون به مسألهاي عادي تبديل شود
3 – خوش رقصي در برابر غرب موجب اميدواري و حمايت دشمنان نظام شود .
لذا تاکتيکهايي چون راهپيمايي در خيابان ترافيکسازي و شعاردهي ساختارشکنانه و... که از مدتها قبل برنامهريزي شده بود از راهکارهاي قابل پيشبيني آنها در اين روز بود که مانند 13آبان همگي منجر به شکست شد.
ب) تجمع هزاران نفري دانشجويان ولايي: نوع شعارها و تحرکات به وقوع پيوسته در روز گذشته نشان دهنده آن است که پايگاه اجتماعي ميرحسين موسوي به شدت تنازل يافته و اصلاحطلبان را با چالشي جدي روبهرو کرده است. به طوري که 16 آذر برخلاف آنچه که راديکالها تصور ميکردند به ميداني براي ظهور و بروز هزاران نفري دانشجويان ولايتمدار دانشگاههاي تهران تبديل شد و متقابلاً جمعيت چند صد نفري هوادارا فرقه سبز تنها به دنبال تحرکات آنارشيستي و زد و خوردهاي سياسي بود که با هشياري دانشجويان به شکست منتهي شد و «سيزده آبان 2» در روز شانزده آذر اتفاق افتاد.
ج ) ميرحسين و تکرار جرم بزرگ: هرچند 16 آذر براي ميرحسين موسوي يک آزمون مهم بود اما وي در اين آزمون رد شد و تکرار جرم بزرگ را هم در کارنامه خود رقم زد . به نظر برخي تحليلگران سياسي گمان آن ميرفت تا ميرحسين موسوي با نظر بر
1 - ريزش آرا و هواداران
2 - اختلافات دروني اردوگاه اصلاحات
3 – اعتراف و رونمايي برخي عناصر آشوب
4 – تأکيد مقام معظم رهبري برمسأله بصيرت؛ اين بار به آغوش ملت بازگردد و قهر از ملت را کنار بگذارد اما دريغ از آنکه توهم و کيش شخصيت در نخستوزير سابق به حدي ريشه دوانده است که همچنان به انتشار بيانيههاي سريالي خود ادامه ميدهد و بازهم ساز سياهنمايي را کوک ميکند. دو بيانيه اخير وي نشاندهنده آن است که وي گوشش به اصلاحطلبان ميانهرو نيز بدهکار نيست، گويي که اکنون متهم؛ مجرم و قاضي تنها خود اوست !
د) مقابله با استکبار نوين: جداي از مؤلفههاي مهم تاريخي در رخداد 16 آذر و غلبه موج اسلامي بر مارکسيستها و ليبرالهاي قبل از انقلاب؛ اين رويداد تاريخي يادآور روزي به نام دانشجوست که در آن روز سه دانشجوي مسلمان به دليل اعتراض به ورود نيکسون؛ در دانشکده فني تهران به دست عناصر حکومت غاصب پهلوي به شهادت رسيدند و برگ زريني را در مبارزه جنبش دانشجويي با استکبار و امپرياليسم رقم زدند. پس از گذشت چندين دهه امروز استکبار نوين و «نوديکتاتوري» در قالب جنگ نرم قد علم کرده است و 16 آذر امسال نشان داد که دانشجويان به رغم مبارزه عليه امپرياليسم و استکبار انگليس و آمريکا در برابر نوديکتاتوري اصلاحات نيز تمام قد ايستادهاند .
- مهدي امامقلي
شماره: 1919
آدرس مطلب: http://khedmat.ir/vdcb.8b8urhb99iupr.html