پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ - 14 Dec 2017
۰

مهمترين كمبود انقلاب مصر و تونس

چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۸
تحولات و رويدادها آنقدر سريع رخ مي دهد كه عنان از كف تحليل گران و صاحبنظران سياسي ربوده است. شايد علت اين همه مواضع سردرگم و بعضا متناقض حاميان مبارك هم دليلش همين باشد. اما در لا بلاي اين كش و قوسهاي سياسي و اجتماعي يك سوال به صورت جدي خود نمايي مي كند و آن اينكه آيا مردم مصر و يا تونس بالاخره موفق مي شوند به هدفشان برسند؟ آيا مي توانند به آنچه مي خواهند يعني استقرار يك نظام اسلامي ضد استكباري دست پيدا كنند؟

 مردم امروز مصر و تونس همان چيزي را مي‌خواهند كه مردم ما مي‌خواستند يعني يك حكومت مستقل ديني كه بر اساس دين تصميم بگيرد و عمل كند. استكبار ستيزي و برپايي يك حكومت اسلامي سربلند، درخواست مشترك اين انقلاب هاست.

تحولات و رويدادها آنقدر سريع رخ مي دهد كه عنان از كف تحليل گران و صاحبنظران سياسي ربوده است. شايد علت اين همه مواضع سردرگم و بعضا متناقض حاميان مبارك هم دليلش همين باشد. اما در لا بلاي اين كش و قوسهاي سياسي و اجتماعي يك سوال به صورت جدي خود نمايي مي كند و آن اينكه آيا مردم مصر و يا تونس بالاخره موفق مي شوند به هدفشان برسند؟ آيا مي توانند به آنچه مي خواهند يعني استقرار يك نظام اسلامي ضد استكباري دست پيدا كنند؟

* وضعيت كنوني

درست است كه در تونس، ديكتاتور حاكم سقوط كرد اما هنوز هدفي كه مردم در شعارهايشان فرياد مي زنند محقق نشده است.

مصري ها هم كه با سر كار بودن مبارك يك مرحله عقب تر از تونس اند با يك مانع جدي تري مواجهند كه تونس چندان درگير آن نبود و آن حمايتهاي "تا پاي جان " استكبار جهاني از مبارك و دولت اوست.

بي شك خدمتي كه مبارك براي آمريكا و دار و دسته اش و به خصوص فرزند نامشروعش اسرائيل كرده هيچ كشوري در منطقه نكرده است. اگر نبود خوش خدمتي ها و دُم جنباني هاي مبارك قطعا وضعيت رژيم صهيونيستي الآن به گونه اي ديگر بود. بي علت نيست كه اين روزها خواب از چشمان سران اين رژيم پريده است و تمركزشان را از دست داده اند. صداي فرو ريختن پايه هاي ظلم و ستم بيش از آن كه از قاهره شنيده شود از تل آويو به گوش مي رسد.

* شباهت هاي اين انقلاب ها با انقلاب ما

1. خواستن مردم: مردم امروز مصر و تونس همان چيزي را مي خواهند كه مردم ما مي خواستند يعني يك حكومت مستقل ديني كه بر اساس دين تصميم بگيرد و عمل كند. استكبار ستيزي و برپايي يك حكومت اسلامي سربلند، درخواست مشترك اين انقلاب هاست.

2. برخاستن مردم: روشن است كه آن درخواست بدون برخاستن محقق نخواهد شد. مردم مصر اين مهم را فهميدند و به آن عمل كردند. اين هم شباهت دوم.

3. ايستادن مردم: شباهت سوم در ايستادگي براي رسيدن به هدف است. هر چند در صحنه ماندن به مراتب سخت تر از به صحنه آمدن است اما مردم ما نشان دادند كه براي ايجاد و بقاي يك انقلاب ظلم ستيز بايد ايستادگي كرد و كم نياورد.

* تفاوت‌هاي انقلاب ما با اين انقلاب ها

با اينكه بسياري از تحليل گران سياسي اين خروشهاي مردمي را يادآور جانفشاني هاي سال 57 مردم ايران و مشابه با آن مي دانند؛ اما فرقهايي اساسي بين انقلاب ما و اين انقلابها وجود دارد كه به تفاوتهايي در زير اشاره مي كنيم.

* جاي خالي رهبري

وجود يك رهبري مقتدر و الهي، مهمترين و جدي ترين ناقصي اين حركت هاست. آن ركن مهم و سرنوشت ساز انقلاب مردم ايران كه امروز جاي خالي آن در مصر و تونس به شدت احساس مي شود رهبري انقلاب است.

* نقش رهبري ديني در يك انقلاب ديني

در ايران ما عالمي ديني با انگيزه اي تماما الهي با الگوگيري از ائمه دين(عليهم السلام) بر عليه ظلم و استكبار و دين ستيزي قيام كرد؛ فرياد زد و خروشيد. از خروش او بود كه كشوري به خروش آمد. به عبارت ديگر انقلاب اسلامي ما با حركت رهبر آن شروع شد و با حمايت مردم و مديريت گام به گام او در سايه فضل الهي به پيروزي رسيد.

اگر نبود امام(ره)؛ اگر نبود جهت دهي و راهگشائي هاي او؛ اگر نبود سياست، درايت و مديريت الهي امام(ره)، بعيد بود كه جانبازي هاي مردم به هدف برسد.

خصوصا در فضايي كه هميشه يك عده در تلاشند تا سوار بر موج مردم شده و كشتي انقلاب آنها را به جايي ببرند كه خود مي خواهند. اينجاست كه انسان ضرورت وجود رهبري مثل امام(ره) را به خوبي احساس مي‌كند.

در انقلاب ما چپ كمونيسم و ليبرالها و ملي مذهبي ها و ... همه دندان تيز كرده بودند تا انقلاب را به نفع اهداف غير خدائيشان مصادره كنند. اما اين امام(ره) و يارانش بودند كه با هشدار، روشنگري و خط دهي هاي بجا مانع انحراف انقلاب از صراط مستقيم شدند.

* خطري كه انقلاب مصر را تهديد مي‌كند

پر واضح است كه استعمارگران كهنه كار جهاني به اين خلأ جدي در مصر پي برده اند. برنامه اول آنها براي حفظ مبارك، سركوبي و خاموش كردن مردم است. همين كاري كه با اعزام مستشاران اطلاعاتي و نظامي به مصر در حال انجام است.

برنامه دوم آنها براي زمانيست كه برنامه اول شكست بخورد و مبارك ساقط شود. اساس اين برنامه دوم را "نبود رهبري " تشكيل مي‌دهد.

همين كمبود مهم به دشمنان اسلام كمك خواهد كرد تا بتوانند ابتكار عمل را به نفع خود در دست بگيرند. آوردن سريع السير جناب البرادعي به مصر و نشان دادن يكي دو بار او در خيابان و قرار دادن آن در بين سران معترضان، همه و همه شاهدي بر وجود و اجراي اين برنامه است.

اينكه البرادعي يعني كسي كه در جريان پرونده هسته اي ايران، حلقه به گوش بودنش نسبت به آمريكا و رژيم صهيونيستي بر همگان ثابت شد؛ امروز بيايد و مخالف آمريكا و اسرائيل قد علم كند بيشتر شبيه يك طنز سياسي است تا يك اقدام انقلابي و اين چيزي نيست جز همان سوء استفاده از خلأ رهبري در مصر.

دشمن در تلاش است تا انقلاب مصر را به نفع خود به پايان برساند و در نهايت مثل حسني مباركي را سر كار بياورد.

* راه حل

شايد چيزي كه بيش از همه باعث دلخوشي دلسوزان اسلام شده است، جماعت اخوان المسلمين باشند. اما اينها هم با پذيرش مذاكره و رفتن و نشستن بر سر ميز گفتگو، نشان دادند كه با امام و انقلاب ما هنوز فاصله دارند.

به نظر مي رسد همين اخوان يا علماي دل نگران مصر اگر هدفشان انقلاب اسلامي به آن معناي واقعي است كه هست الگوي انقلاب اسلامي ما را با دقت و سرعت در كشور و انقلابشان پياده كنند. آنگاه خواهند ديد كه به فضل الهي انقلابشان پيروز مي شود و آنها شهد شيرين يك حكومت اسلامي را خواهند چشيد.

به اميد پيروزي انقلاب اسلامي در مصر و تونس و برچيده شدن بساط ظلم و استكبار جهاني از سراسر عالم؛ ان شاء الله.

کد مطلب: 6509
نام شما

آدرس ايميل شما

این افراد در شب یلدا هندوانه نخورند!
چرا خودروی صفر نخریم؟ اثر خودروی صفر بر سلامتی
ایرانی‌ها در تلگرام چگونه رفتار می‌کنند